❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتي صداي خرد شدنم را شنيدي با صلابت ايستادي و بر ويرانه پيكرم عكسي قهرمانانه به يادگار گرفتي راستي ! من چندمين قرباني ات بودم ؟!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش انسانها یک رنگ بودند، و "روی دیگر" می ماند برای سکه ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زمین را مچاله می کنم در دفترم. نقطه ای سپیدی کاغذ را سیاه می کند نقطه را لمس کردم ،از انگشتانم خون جاری شد قطراتش می چکید در سیاهی چشمانت که دستان مرا می پایید. کاغذ را مچاله می کنم در آسمانی که زباله هایش مدفون خاطرات دنیاست…
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
مشكل از تو نبود از من بود؛ با كسي حرف ميزدم كه سمعك هايش را پيش ديگري جا گذاشته بود . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدمی زاد هر چه انسانتر می شود،
چشم براهتر می شود.
این حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد.
"دکتر شریعتی"
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
به " او " بگویید دیگر" او " های نوشته هایم را به خود نگیرد!
از این به بعد " او " دیگر آن " او " نیست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
با زخم باید ساخت طول میکشه اما خوب میشه .........
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دیر کرده ای ... دیر کرده ای ... نه آسمان نشانه ای از تو می فرستد نه زمین رد پای تو را به من می رساند و من مسیر آمدنت آن قدر رفته ام و باز گشته ام که رد پای دلم مثل شقایقی بر جا مانده است. تا کی این گیسوان را شانه زنم و با نرگس و یاس و مریم بیارایم.تا کی این چین و چروک های چهره را با لبخند سردی بپوشانم؟تا کی این گریه های شبانه می توانند مانند رودی پر آب دریای دلم را سیراب کنند. تا کی باید پرندگان کوچه تنهایی ام یکی یکی پر بزنند و در آسمان بی کسی ام به دنبال تو بگردند. گل های پیرهنم پژمرده اند. هوای عاشقانه چشمانم بارانی است.دیر کرده ای و من این اضطراب و اشتیاق رابغض می کنم و دستان خسته ام را به پنجره می آویزم... ای دل ببین از پس سالها انتظار به اعتراف آمده ام. دوستت دارم .