❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گوشه اي ميگريستم عابري گفت : حالتان خوب است ؟ گفتم خوبم تنها تكه اي تنهايي توي چشمم رفته است !!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
همین جایی که هستی باش , از این خونه بری کیشی تو این خونه خودت شاهی , داری سرباز کی میشی ؟ همینجایی که هستی باش , عذاب رفتنت کم نیست ... تو حوای کسی میشی , که من میدونم آدم نیست تو دل بستی به دریایی که میدونی سرابم نیست نشستی پای رویایی که چیزی جز عذابم نیست.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آرزویی بکن ... گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه.. آرزویی بکن ... شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باش
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلم برايت تنگ شده ! مي خواهم آنقدر اشک بريزم تا غبار فاصله از قلبم تميـــز شود
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گاهی دلم تنگ می شود برای خودم گاهی فاصله می گیرم از خویش راستی گفتم فاصله؟ همانی که در قید زمان نیست و غریبگی اش در مکانی خاص نیست همانی که دیباچه دلتنگی و تعریف من از خویش است آخر میدانی؟ دلتنگی من از نوع دوری بین ما نیست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یه حالی دارم این روزا / نه ارومم نه اشوبم
به حالم اعتباری نیست / تو که خوبی منم خوبم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
"بوی باران " دیوانه ام می کند اما بدون عطرتو مانند ارزوهایم همه بر بادند واین زندگی من است
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
فردا از آن ماست.. من اين را از خدا شنيدهام.. كسي ميآيد كه قدمهايش بوي نسترن دارد.. و شكوفههاي مينا.. از نگاهش جاريست .. آري! .. فردا از آن ماست.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی تو نیستی سرشان را بالا نمی آورند گل های آفتابگردان خانه ی ما . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
مي گويد: هر چيز را از خدا بخواهيد؛ حتّى بند كفش را، حتّى كوچكترين اشيا را و حتّى قوت روزانهى خود را. بگذاريد اين منِ دروغينِ عظمت يافته در سينهى ما- كه مىگوييم...بیشتر «من» و خيال مىكنيم مجمع نيروها ما هستيم- بشكند. اين «من» انسانها را بيچاره مىكند...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ساکت نیستم... لبهایم هم نسوخته است... تنها تمام ِ من... تاول زده از آشی که نخورده ام ...!