❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عقل بماند برای روز هایی که از نبودنت به رگ هایم تابلوی احتیاط می چسبانم... من بی تو در دیوانگی حل نخواهم شد ...!! شبیه چای تلخی که خلوصش ته نشین ِ هیچ فالی نمی شود...!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تپشهاي قلبم را به باور خاطره هايم پيوند مي زنم... چه زیبا بود با تو بودن... آن هنگام که به هم عشق می ورزیدیم و اعتماد داشتیم...! اي ماندني ترين هستي... اي ماندني ترين نگاه... اي لبريز ترين مستي... هنوز هم كوچه هاي ذهنم را تنها با خيال تو خوش می كنم! کاش وقتی آغوشم آرامشت بود روحت را به من می سپردی ، تا نگاه خسته ات را نوازش دهم. كاش هيچوقت عشقي متولد نميشد كه احساسي بميرد !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در خواب گریه می کردم.خواب دیدم که تو مرده ای بیدار شدم و اشک از گونه هایم جاری شد. در خواب گریه می کردم.خوا دیدم که تو از من جدا شده ای.بیدار شدم و مدتی دراز به تلخی گریه کردم. در خواب گریه می کردم. خواب دیدم که تو هنوز دوستم می داری بیدار شدم و باز سیل اشک از چشمانم فرو ریخت. هر شب تو را به خواب می بینم که به مهربانی لبخند می زنی و من لرزان لرزان به پاهای عزیزت می اندازم.تو به حالت غمناک به من می نگری سر زیبای خود را تکان می دهی و مروارید تر اشک از چشمت فرو می ریزد. آنگاه آهسته کلمه ای به من می گویی و دسته ای از گلهای سپید به من می دهی اما چون بیدار می شوم از دسته گل اثری نیست و آن کلمه را نیز فراموش از یاد برده ام.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نویسم از تو و برای تو ، بدون هراس از خوانده شدن ، بگذار همه بدانند ... می نویسم برای تو ، برای تویی که بودنت را نه چشمانم می بیند ، و نه گوش هایم می شنود ، و نه دستانم لمس می کند. تنها با شعفی صادقانه با دلم احساست می کنم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود سنگ هائی که من از یاد تو بر دل میزدم ، خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا فردا شد و باز هم تو گفتی فردا امروز دلم مانده و یک دنیا حرف یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدمـها را به انــدازه لــیاقــت آنها دوست بدار
و به انــدازه ظــرفــیت آنها ابــــراز کــن . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی حرمتها شکسته می شود... ببخشید گفتنها سودی ندارد سکوت میکنم....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
و حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم و تو به نام دیگری مرا خطاب میکنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش مردان هم پرده بکارت داشتند، اون وقت میدیدیم که نجابت چگونه تعریف میشد!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
قلبش را نشانه گرفتم ............. تیرم به سنگ خورد .............
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی که می گویی دوستت می دارم وحشتناک من دچار دلهره می شوم مرا با زخمهایم چگونه بیاد می آوری هنوز ....؟ مرا با اندوه هی که به تو سپرده ام و خنجری که برای زخمهای تازه بسته ام چرا روزانه در مقدس ترین اماکن دعا نفرین نمی کنی ؟ چگونه بگویم ........! من جهل را ترجیح داده ام وقتی که ایمان مرا مایوس کرده بود ......
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هر کاری تو زندگیت انجام بدی ناچیزه . . . ولی خیلی مهمه که انجامش بدی چون غیره تو کسی انجامش نداده مثل وقتی که یکی پا تو زندگیت میذاره , و نیمی از تو بهت میگه آمادگیشو ندارم و نیمه ی دیگ ات میگه . یه کاربکن تا ابد مال خودت باشه