#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#kiana_kh هـــر #غـلـطـی رو انــجـآم دادن اســمـش پـــآیـــهـ بو... [لینک]
(20276 دفعه)
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد : تو به من گفتي : از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب ، آئينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا ، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم : "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم" باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! اشكي ازشاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت! اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد، يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم ، نرميدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم! بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
سرار است تن سردم را در صحرای تابستان کول می کنم .. از میان همه خاطراتت با کوله ای که به دوش می کشم تمام عریانی کوچه ها را گذر می کنم .. آسه آسه هم آواز آسمان می بارم .. چشم به چشم در خزان بلند چشمانت بخواب می روم .. در گوش این تنهایی داد می زنم گوش کن این خیال به سر رسیده و درد از استخوان جان گرفته است .. بهار من نیامده مرا در همین پاییز تحویل مادرم دهید .. پ . نون : تو می روی و پاییز می آید عشق فلسفه سردی است حمـیـ ـد قـره داغـ ـی 91.6.31 در هیاهوی آخرین روز تاب ستانمان @Mr.SileNce -35-
عاالی بود اخوی : ) -35-
زیبا دیدیش برادر احساس کردم با پست قبلی یکی شدی گفتم همش ُ بزارم با اینکه هیج تمایلی واسه گذاشتن توی اینجا چیزی رو ندارم : | بر قرار باش رفیق
دقیقا یکی شدم باهاش ، مرسی از تکمیلش ... سالار مایی رفیق
نگاهم در قعرسیاهی ِ چشمانت اسیر و حسرت آغوشت گوشه ی ذهنم را از درد میساید این تیکشُ خیلی دوست دارم
به به مرسی فوژان کوچولو
خیلی ممنون برادر هفته دفاع مقدس مبارک برادر برادر حالت خوبه بیام خفت بکنم محمد حسین اگه میخوای دوستیمون پایدار باشه بوسم بکن
ممنون محمد حسین
از زدن خطاب های گروهی خودداری کنید .
ولی بضی وقتا فتوشاپ واقعیت میشه ها
رو حرفِ من حرف میزنی؟؟
نه اشتباه شد
آباریکلا
ننه مورد پیدا نشد ؟: (
بازگشتت به ترول ُ تبریک میگم ...
)
خودت #منفجر شـــــی
منم همین فکرو میکنم
آرین ... مهدی
ولی چه نازه ها
کلا 3 تاس
با خودش میشه 4 تا
اره
من غش #سیـــــــــــــخ
نـآمحرم هنو هست ـآ ...
مهدی بـآ ادب باش !
چَشـم ِ ســـیخ
مهـــــدی یزدیا که ایــَــچون حَرف نَـمِـزَنـَن ...
جوووووون .. هنوز من ُیادتــ ه .. .. چ ِ رفیقایی دارم مَن .. ..
آره که یـآدمه ...
ااااااااا .... کوجـآیی تو دیوونه ؟! نمیگی دلمون تنگ میشه ؟! خوش اومدی ...
با نام ُ یاد ِ خداوند ِ توانا .. من جلو چشاتم .. : دی .. چرا خب .. بخاطر ِ همین الان اینجام .. مرسی کُلی ..
خواهش میکنم ...
فدات .. شکلک آ یادم رفت ِ .. حس ِ خوبی ندارم !
یادت میاد ..
بیا بخل خودم خواهش #عزیزکم دوستی
بخل ِ تون مجـآنی ِ ؟! بخل خیلی دوس میدارم ...
پـــــ نـــ پـــ پولیه مجانیه دیگه
خوج به حـآلم ... پس اومدم ...