#قطار می رود..........#تو می روی............تمام #ایستگاه می رود........... ومن چقدر ساده ام که سالهای سال،در #انتظار#تو کنار این #قطار رفته ایستاده ام وهمچنان به نرده های #ایستگاه رفته تکیه داده ام!
منظورم این بود که هر شبی یکی پروانه بیاد اما ما دلمون مخواد فرار کنم اما چون تو جا شمعی گیر کردم و نمیتونم در برم مجبورم کنار یکی دیه شبا صب کنم ... حالا چرا این چوغ به این گنده ای دس گرفتی؟؟؟ مونده میشی خو