دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زن - مجرد
امتیاز: 11962

دنبال‌شدگان

(681 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1075 کاربر)

گروه‌ها

(128 گروه)

بازدید

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

هـــر رو انــجـآم دادن اســمـش پـــآیـــهـ بودن نیـــس ... خــریــّتــ ه ... ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

به کلامی ساده... می خواهمت تو بگو کجا می توان بیابم تو را با کدام خیال در کدام آسمان به دنبالت بگردم شاید که ردی از جای پای تو باشد رد پاهایت را ببوسم و با اشکهایم ره کویت را بشویم تا بلکه دلم اندکی در خیال رسیدن به تو آرام گیرد

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

کاش ... میدانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته ؟!.... آنوقت به او میگفتم ، یقه را آنقدر تنگ بافته ای که ... نمیتوانم بغض هایم را فرو دهم ....

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

من مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

من تو را باز کجا خواهم یافت ؟ جز در اندیشه خویش و به جز قصه هجران و شکیب... چیست افسانه عمر.....

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

لیوان چایے روے میز ، در انتظار یک بوسہ است . نہ تو مے آیے و نہ او گرم مے ماند ... چہ گناهے دارد این دل کہ داغ دیده است؟

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمی‌کــــنند ....jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمی‌کــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت می‌شـوند ... هـمین !

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید ، هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید .. .من دارم او را ترک میكنم!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دوســـت دارم این رو نوک پنجـــــه بلند شدن ها رو.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

دوســـت دارم این رو نوک پنجـــــه بلند شدن ها رو و بوســــیدن لب های تـــــــــو را همان لحظه هایی که تو یک عالمه مــَــــرد می شی و مــَـــــن یک عالمه زن !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

هرشب رویایت می آید،می نشیند زیر بالشم چشمهای به سجده نشسته ام بسکه آبیاری کرده تورا سبزسبز پربار شده گلهای روی بالشم

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

تو نه باروني ، نه شن باد تو نه مرهمي ، نه فرياد تو نه خسته اي ، نه همپا تو نه از غيري ، نه از ما تو نه بيرون ، نه دروني تو نه ارزون ، نه گروني تو نه خاکي پوشش گنج نه يه مُهره روي شطرنج تو فقط هستي که باشي تو نه مرگي نه تلاشي نمي تونم ... نمي تونم تو رو همصدا بدونم ! تو يه روز سبزي ، يه روز زرد يه روز همدردي ، يه روز درد اگه اشتباه مي خونم بگو ، راست بگو ، بدونم تو کدوم رنگي ؟! کدوم بو ؟! اگه سکه اي کدوم رو ؟! که نه ظلمت ، نه فروغي نه رکودي ، نه بلوغي نکنه حرفاي خامم خاطر عزيزو آزرد نکنه اسم حقيرم توي کتاباي تو خط خورد

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در یزد

تو شاهکار خالقی.... تحقیر را باور نکن.... بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش....... زیبا و زشتش پای توست...... تقدیر را باور نکن..... تصویر اگر زیبا نبود....... نقاش خوبی نیستی . . . . از نو دوباره رسم کن....... تصویر را باور نکن.... خالق تو را شاد آفرید..... آزاد آزاد آفرید...... پرواز کن تا آرزو........ زنجیر را باور نکن.......

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در یزد

هواگرفته بود باران می بارید کودکی باتصوربچگانه خو دروبه آسمان کردوگفت: خدایاگریه نکن,درست میشه..ماآدمایه روزی بنده های خوبی میشیم!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد: «چه سیب‌های قشنگی! حیات نشئه تنهایی است.» و میزبان پرسید: قشنگ یعنی چه؟ _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می‌کند مأنوس. و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن. _ و نوش‌داروی اندوه؟ _ صدای خالص اکسیر می‌دهد این نوش

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

در من ترانه های قشنگی نشسته اند انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...