❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دوست جونيا شبتون بخير.....................
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدایا !خط ونشان دوزخت را برایم نکش...جهنم تر از نبودنش جایی را سراغ ندارم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی
وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلتنگی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
فقط رفت... بدون کلامی که بوی اشک دهد... فقط رفت... بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد... فقط رفت... ... بدون بوسه ای... فقط رفت... و من شنیدم که توی دلش گفت:" راحت شدم..
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هر لحظه بهانه تو را میگیرم هر ثانیه با نبودنت درگیرم حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی من یکطرفه برای تو میمیرم…
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود ... انگار خودش نبود ... افتاد، شکست، زیر باران پوسید ... آدم که نکشته بود ... عاشق شده بود ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سکوت ، بند گسسته است. کنار دره ، درخت شکوه پیکر بیدی. در آسمان شفق رنگ عبور ابر سپیدی. نسیم در رگ هر برگ میدود خاموش. نشسته در پس هر صخره وحشتی به کمین کشیده از پس یک سنگ سوسماری سر. ز خوف دره ی خاموش. نهفته جنبش پیکر. به راه می نگرد سرد ، خشک ، تلخ ، غمین. چو مار روی تن کوه میخزد راهی، به راه ، رهگذری. خیال دره و تنهایی دوانده در رگ او ترس. کشیده چشم به هر گوشه نقش چشمه ی وهم: ز هر شکاف تن کوه خزیده بیرون ماری. به خشم از پس هر سنگ کشیده خنجر خاری. غروب پر زده از کوه . به چشم گم شده تصویر راه و رهگذار. غمی بزرگ ، پر از وهم به صخره سار نشسته است. درون دره ی تاریک سکوت، بند گسسته است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
چشمشافتادبهمنوهمونیکه میدونی شد
بـــذار راحـــتت کـــنم يـعنی دلـم ديـوونه شد
دلِ من کـه عــمری رفـته بـود سراغ زندگيش
بــه بـــيابون زد و دنـــبال چشــاش روونه شد
اون تــا ديـــد ديـوونشم ديگــه بهم نگـا نکــرد
عـــاشقيم بـرای رفـتنش، واسش بهونه شد
گـــفتم ايـن تـير نگــاتو، تـوی قـلب مــن نــزن
ديگه قـلب مـن واسـه تـيرای اون نشونه شد
روزا تـــو خـــــــــيابونا آواره نگـــــــاش شــدم
شــــبا هـــم بـيابونا واسـه غـريبيم خونه شد
ديگه مطمئن شد اون که مـنگرفتارش شدم
عشق مـن از اونـايی کـه تـا ابد می مونه شد
يـه شب امّـا واسه هميشه رفت يه جـایدور
چون نگفت کجا می ره، بـاز تقصير زمـونه شد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نیمه پر لیوان عشقمان را ببین ٬ من ٬تو٬چای شیرین! ... تو ٬ هم میزنی. من حل می شوم. عشق می ماند و لیوان و تو ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هرچند شبیه چشم تو دلگیرم
پاییز تکیده از درختی پیرم
حس می کنم از بهار سهمی دارم
!هر لحظه که دستان تو را می گیرم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بی تو روزهایم را قرقره می کنم شبهایم را پاشویه !!