❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از تو ميگريزم
توان ايستادن ندارم
تاب بي حرمتي
وقتي چشمانم را بي تاب كردي
حرمت عشق را به تنهايي فروختم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از تو ميگريزم توان ايستادن ندارم تاب بي حرمتي وقتي چشمانم را بي تاب كردي حرمت عشق را به تنهايي فروختم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نگاهم را به روی خاک می کشانم شاید رد پایی از تو باشد.انقدر میروم تا نشانه ای از تو بیابم.نگاهم خسته و پاهایم نا توان است اما باز هم منتظر می مانم تا شاید روزی بیایی
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ایـــن روز هـــا دلگرمـــی مــــی خـــوام , وگـــر نـــه چیــزی که زیـــاده ، ســرگرمی!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من ............
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
و من مدتهاست که آواره ام
آوارهی آخرین نگاهی که
از تو جا ماند توی چشم هام...
پلک بزن!
همین یکبار ؛
و بگذار
قصه این آوارگی تمام شود
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
همین حوالی، میان همین سایه روشن دلتنگی و نگرانی، حست می کنم؛ گرچه دوری ... نقطه بی اراده ی ذهنم، همان جایی که پر از تو؛ و خطوط درهم و برهم و سیاه سفید است جستجویت می کند و همه ذهنم را، در می نوردد؛ اما ... چیزی نمی یابد که تو؛ فقط سایه ای ... و من، سایه را جز نگرانی؛ احساس دیگرم نیست ...!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است؛ وگرنه بی تو؛؛؛ من کجا! خنده کجا؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هی فلانی! دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد بــــرو ! فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد، انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری خوب که فکر می کنم این روزها دلیل بهتری برای زندگی دارم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خوشبختی اون چیزی نیست که کسی از بیرون ببینه، خوشبختی تو دل آدمه. دل که خوشبخت باشه، خوشبختی.