**♥♥k!m!a♥♥**
عاشقت بودم، هستم و می مانم عشقت در قلبم یک زندانی است محکوم به حبس ابد ولی این زندان را شکستی زندانی از زندان فرار می کند برگرد دل شکسته ام طبیب می خواهد وگرنه هم زندان ویران می شود هم زندانی
**♥♥k!m!a♥♥**
چشم خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد
لب خود را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي
هستيم را به تو مديونم من
اگر عشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد،چشمه ها خاكي و خشك ودر انديشه ي بيهودگيم ناگهان م
**♥♥k!m!a♥♥**
پسر کوچک به پدرش گفت: پدر! دیروزدر خیابان حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می¬آورد تا مردم به او پول بدهند، ولی پدر! من از او خیلی خوشم آمد، نه به خاطر اینكه ادا در می¬آورد و می-رقصید، به خاطر اینكه چشم¬هایش خیلی شبیه تو بود... از فردا مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چهارراه می-دیدند..
**♥♥k!m!a♥♥**
نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
**♥♥k!m!a♥♥**
دلتنگ که می شوم،
هر شعر بغضی میشود
و هر بغض، سنگی
که رویای مهتابی دور را
در برکه چشمانم
... آشفته میکند..
برکه ای که آرام
از گوشه چشمانم سرریز میشود...
**♥♥k!m!a♥♥**
اگر شبی از شبهای زمستانی ،
مسافری به امید گرمای نگاهت به تو پناه آورد تنهایش نگذار ،
شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکی لبخندش محتاج شوی .
**♥♥k!m!a♥♥**
چه کنم ؟چاره کجاست؟ سهم من دردل این ویرانی یک سبد بی تابی است.. مــي انــديــشــــم.... مــي انــديــشــــم.... تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي..... تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد.... اصلاً بگو ببينم مي آيي؟ مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟ مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟ مي آيي.... تا از درياي نگاهت قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟ مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟ كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ، از دل كدامين شب ، از عمق كدامين جنگل خواهي آمد.... تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را پيش كش آورم و به تو بگويم دوســتــــت دارم...
**♥♥k!m!a♥♥**
توی یه روز سرد وقتی دنبال جایی برای پنهان شدن می گشتم جایی گرم تر از قلب تو پیدا نكردم ! فرموش نكن كه بیرون خیلی سرده
**♥♥k!m!a♥♥**
چشمامو وقف تــو کردم، دل به خلوت تــــو بستم ، هم ترانه پس كجايي؟! من كه مردم از جدايـی، دل شكسته و غــريبم، جون ميدم اگـــه نيايی