دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kimiya va

shokh. mehraboon. ba marefat. barande jaeeze zibaee ............ درباره »
Kimiya va
زن - مجرد
امتیاز: 2176

دنبال‌شدگان

(312 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(46 گروه)

بازدید

Kimiya va
Kimiya va

بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن نه اینکه سنگ باشن نه ریمل گروونه !

Kimiya va
Kimiya va

یکی از بهترین احساس های دنیا : از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بوده ولی ببینی که هنوز ۲ ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی … خداییش بد میگم !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره ! لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه !

Kimiya va
Kimiya va

یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن! یادش گرامی باد

Kimiya va
Kimiya va

یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتونن بکنن اینه که وقتی پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسه و الکی دنبال یه چیزی بگرده !

Kimiya va
Kimiya va

رفیقم رفته دسشویی -یهو داد زد “واااااایییی” گفتم چی شد؟ گفت :”مسواکم افتاد تو اون سوراخه! بهش گفتم خونسرد باش بابا -فک کردم چی شده! دیدم خیلی خونسرد اومد مسواکشو شست -گزاشت دهنش! –نمیدونستم اینقد حرفام تاثیر گذار میتونه باشه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی” بهت میگه “چلااااااا؟؟”

Kimiya va
Kimiya va

دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!

Kimiya va
Kimiya va

خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !

Kimiya va
Kimiya va

@Moein Moradi

Kimiya va
Kimiya va

از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !

Kimiya va
Kimiya va

به کافه چی گفتم همان همیشگی . . . نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟! من: کافه چی: مردم:

Kimiya va
Kimiya va

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰ بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا … خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد زمستان تمام شد و جوجه ها زنده ماندند و کلاغ مرد جوجه ها گفتند خوب شد که مرد خسته شدیم از این غذای تکراری...