Kimiya va
فلسفه آفرینش زن... پروردگار مهربان من، از دوزخ اين بهشت رهائی ام بخش! در اينجا هر درختی مرا قامت دشنامی است... و هر زمزمه ای بانگ عزائی و هر چشم اندازی سكوت گنگ و بی حاصلی رنجزای گسترده ای است... در هراس دم می زنم، در بيقراری زندگی می كنم... و بهشت تو برای من بيهودگی رنگينی است... این حوران زیبا و غلمان رعنا همچون مائده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند... اماخود من بی پاسخ مانده ام... " بودن من" بی مخاطب مانده است... من در اين بهشت، همچون تو در انبوه آفريده های رنگارنگت تنهايم... تو قلب بيگانه را می شناسی كه خود در سرزمين وجود بيگانه بوده ای! كسی را برايم بيافرين تا در او بيارامم...
Kimiya va
این عکس چندتا لایک داره؟؟؟؟؟؟