Kimiya va
جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام “زندگی ام”
Kimiya va
قانونه منه..کسی که از کنار من رفت به حرمت گهی که خورد حق برگشتن نداره
Kimiya va
سلامتی اون خراش تیغی که رو دستمون یادگاری مونده و هروقت که بهش نگاه میکنیم بند دلمون پاره میشه...
Kimiya va
زحمت دارد .... آدم بودن را میگویم ! این را میشود از مترسک ها آموخت ... آن ها تمام عمر می ایستند تا آدم حسابشان کنند ...
Kimiya va
شب ها زیر دوش آب سرد رها میکنم بغض زخم هایم را .... در حالی که همه میگویند : خوش به حالش ... چه زود فراموش کرد ...
Kimiya va
در سرزمینی که نام قبرستان هایشان " بهشت " است ٫ معلوم میشود که مردمانشان در جهنم زندگی می کرده اند ...!!!!
Kimiya va
ﻫﻤــــﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .