Mehdi I
زیبنده انسان به نهان اوست مگر به هر اعیان فروشند دست فروشان
Mehdi I
همون وقتی که ترجیح داده شد به جای تابلوی ” از سرعت خود بکاهید “
از سرعت گیر استفاده بشه
بشر فهمیده بود که به شعورش امیدی نیست .
Mehdi I
وقتی یه زرافه داره قایم موشک بازی کنه
Mehdi I
مرا دیوانه می خواهی ... ز خود بیگانه میخواهی مرا دل باخته چون مجنون ... ز من افسانه می خواهی... شدم بیگانه با هستی ... ز خود بی خود تر از مستی نگاهم کن نگاهم کن ... شدم هر آنچه می خواستی...
Mehdi I
حالم خیلی بده حس غریبی دارم
Mehdi I
> با گفتن > موضوع انشاء در چشمان خواهرم اشک > جمع می شود و وقتی دلیل اشک های > خواهرم رو می پرسم می گوید: "کمی > خس و خاشاک رفت توی چشمم!" > البته من هر چی دور و برم رو نگاه > می کنم نشانی از گرد و خاک نمی > بینم، به خواهر می گویم: "تو در > مورد ازدواج چی می دونی؟" و > خواهرم باز اشک می ریزد. > ما از این انشاء نتیجه می گیریم > بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک > است زیرا امکان دارد ملاغه یا > ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این > بود انشای من ... > > با تشکر از > اهالی خانه که در نوشتن این انشا > به من کمک کردند!
Mehdi I
یه خاطره واقعی از خودم : چند وقت پیش ریش بابام رو میزدم براش بعد تموم شد نا خداگاه صورتش رو بوس کردم . گفت من هر وقت ریش بابام رو میزدم بوسش میکردم میگفتم اینم مزد آرایش گر بعد یه مکسی کرد گفت می ارزید !
Mehdi I
به یادت که شبم را روز و روزم را شب کرد
Mehdi I
سسسسسسسسسسسسسسسسسسلامممممممممممممممم یه گشنه هستم اساسی !
Mehdi I
سیگاری ها الان حالشون بده !
آخه من هيچوقت غلط نمي نويسم چون اسم يكي از دستام محياس ولي نميدونم حواسم كجا بود ك اشتباه نوشتم
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل: ))
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 8 دقيقه قبلبیین همه می نویسن مهیا !
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 53 دقيقه قبلن بخدا من هميشه محيا مينويسم نميدونم چرا نوشتم مهيا
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 52 دقيقه قبلآره مهدی همه مینویسن مهیا تو هرسایتی عضو میشم همینطوریِ
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 49 دقيقه قبلاما خب محیا درسته