شترها خائن هستند؛ هزاران كيلومتر راه مي روند، بدون اينكه هيچ نشانه اي از خستگي در آنها نمايان شود. سپس ناگهان به زانو درمي آيند و مي ميرند. اسبها كم كم خسته مي شوند و هميشه مي داني چقدر از آنها توقع داشته باشي و چه زماني ممكن است بميرند….. پائولو كوئيلو
وجود یخ زده ام را به دستان گرم تو می سپارم شاید این گرمای عشقت،بتواند احساسات خفته ام را بیدار کند برایم نجواهای دلنشین فرشتگان را زمزمه کن با شنیدن صدایت تمام صداهای دنیا را فراموش خواهم کرد و وقتی باد عطر گیسوانت را به مشامم می رساند مست تو می شوم تو که از هر زیبایی توصیف ناشدنی ای زیباتری..!
برخیز ای زیبا ترین موجود هستی ، ای فرشته من برخیز زیرا آفتاب تا چهره زیبای ترانبیند طلوع نمیکند ، پرنده گان آواز نمیخوانند ، امواج دریا ها به حرکت نمیآیند، گل ها باز نمیشوند، پس برخیز که تمام زیبایی های طبعیت وابسته به توست
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم با این سوال بی جواب ، پناه به آینه می برم خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی بگذرم یه سوی این قصه تویی یه سوی این قصه منم بسته به هم وجود ما تو بشکنی ، من می شکنم گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم