دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

یه ذغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم این بی معرفت تمام دنیای منه

leila
leila

امروز می چیدم پازلهای دلم را ، دیدم کامل نمی شود به دلم تو را قول داده ام

leila
leila

چارلی چاپلین: افسوس هرچه کردم مردم بفهمند... خندیدند!!

leila
leila

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست ♥ بشنو از دل ، دل حریم کبریاست ♥ نی بسوزد خاک و خاکستر شود ♥ دل بسوزد خانه ی دلبر شود . . . . . . . . .

leila
leila

من گناه در خلوت را به تظاهر در جمع ترجیح می دهم ...

leila
leila

گاهي بايد آرامش كسي را فرو ريخت تنها براي اينكه بفهمد تنها نيست......!

leila
leila

کافی است مال آنها نباشی تا همه ی عشقی که ادعا میکردند به تنفر تبدیل شود...

leila
leila

Designer (1369-06-06) iranbanoo (1365-06-06) SHADI20 (1369-06-06) sam (1366-06-06) vahidmc (1369-06-06) 3PEHR (1368-06-06) Copilot (1369-06-0تولدتون مبارککککککککککککککککککک

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک را ماست مالی ...و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام

leila
leila

مسئول تست کردن شراب های يک شرابسازی می ميرد، مدير کارخانه شرابسازی دنبال يک مسئول تست ديگر می گردد تا استخدام کند يک فرد مست با لباس ژنده و پاره برای گرفتن شغل درخواست می دهد مدير کارخانه فکر می کند چطور اورا رد کند. اورا تست می کنند. به او يک گيلاس شراب می دهند و می خواهند که آنرا تست کند آزمايش می کند و می گويد: شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالی تپه رشد کرده و در ظرف فلزی عمل آمده است مدير شرابسازی می گويد درست است گيلاس ديگری به او می دهند ---: اين يکی شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبی تپه رشد کرده و در چليک چوبی عمل آمده است. مدیر: درست است مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکی به منشی پيشنهادی میکند. او يک گيلاس ادرار می آورد. فرد الکلی آنرا آزمايش می کند. و می گويد: بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدرش را هم خواهم گفت...

leila
leila

يك شبي مجنون نمازش را شكست بي وضو در كوچه ي ليلا نشست؛ عشق آنشب مست مستش كرده بود؛فارغ از جام الستش كرده بود؛گفت يا رب از چه خوارم كرده اي بر صليب عشق دارم كرده اي؛ خسته ام زين عشق دلخونم نكن من كه مجنونم تو مجنونم نكن ؛مرد اين بازيچه ديگر نيستم اين تو و ليلاي تو من نيستم ؛گفت اي ديوانه ليلايت منم در رگت پيدا و پنهانت منم سالها با جور ليلي ساختي من كنارت بودم و نشناختي

leila
leila

کـــــلافه که باشی دلتنگ کسی هستی که نیست ، حوصله کسی را نداری که هست

leila
leila

اگه یه روز یکی دستتو گرفت دلت لرزید، عجله نکن روزی با دلت کاری میکنه که دستات بلرزه ..

leila
leila

گاهی" سکوت "علامت رضایت نیست شـاید کسی دارد خفه می شود پـشت سنگینی یـک درد

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

وسط ماه رمضون جلوی من ساندویچ گرفته و شروع میکنه به خوردن و با نهايت پر رويی زل زده تو چشمای من و داره می خوره,اينقد ر شعور نداره که بگه شايد منم روزه نباشم يه تعارف بزنه !