leila
گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم گوشه چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم
leila
ما رند و خراباتي و ديوانه و مستيم پوشيده چه گوييم همينيم که هستيم
leila
***مستی چیست؟*** مستی بی خبریست اما در عین حال نادانی هم نیست آدم مست در عین هوشیاری در قید ملاحضات دنیای پر قید و بند نیست. شجاع است. خودش است و تابع دلش. همان چیزیست که خدای آدم از آدم انتظار دارد. پس خوش بحال مستان
leila
آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم
آن توبه صد ساله به يك جرعه شكستيم
از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب
ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم .
leila
به راستی این غرور چیست؟؟؟ هجی کلماتش.. (غ)غم بی پایان (ر)راه بی برگشت (و)وادی تنهایی ...(ر)رسوایی دل... میبینی!!هیچ جای این کلمه زیبانیست..پس چرا ما آدمها یاد گرفته ایم آن رابه هم هدیه کنیم..کاش میدانستیم چیزهای بهتری هم برای هدیه دادن هست...
leila
رقص یا وَشت یا فَرخه (واژه پارسی آن) (در زبان پهلوی پای واژیک معادل فارسی دری :پای بازی) معمولاً به حرکتهای انسان که برای بیان یک حالت انجام میگیرد گفته میشود. رقص میتواند در یک محیط اجرایی، روحانی یا اجتماعی اجرا شود. واژهٔ رقص همچنین برای نشان دادن جنبشهای موزون و ترازمند جانداران و اشیاء دیگر به کار میرود...
leila
یارب تو مرا بنفس طناز مده با هر چه بجز تست مرا ساز مده من در تو گریزان شدم از فتنۀ خویش من ان توام مرا بمن باز مده
leila
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
leila
اگه من و تو دو برگ بودیم هنگام خزان زودتر از تو میشکستم و می افتادم تا زمانی که تو می افتادی در آغوشت گیرم
leila
هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست / ما به فلک می رویم عزم تماشا که راست
leila
مهم اين نيست كه چقدر مي مانيم مهم اين است كه چگونه مي مانيم
leila
هرگز نمی نالم نه من هرگز نمی نالم قرن ها نالیدن بس است می خواهم فریاد کنم اگر نتوانستم سکوت می كنم خاموش مردن بهتر از نالیدن است "
leila
کوچ می کنم
از سرمای نبودنت
به آغوش گرم یــــادت
امـــا این ایــــل تنهایی هر لحظه با من است
leila
باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم امشب درانتظار يك شب به خير تا صبح بيدار خواهم ماند اما تو چشماهاي زيبايت را به روياها بسپار.
leila
کاغذ سفيد را هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي قاب نمي گيرد ...
براي ماندگاري در ذهن ها بايد حرفي براي گفتن داشت