leila
جهان ميخانه و ما مي پرستيم وليكن با خيال باده مستيم نهاده بر دو ديده چشم بندي ز جام زندگي نوشيم چندي لب زرين جام از اشك شوييم وزان لب اشكريزان كام جوييم بروز مرگ چشم دل شود باز برافتد پرده و روشن شود راز عيان گردد كه اين جام زر اندود هم از روز نخست از مي تهي بود بجاي مي دران خوابي خيالي اميدي حسرتي هجري وصالي
leila
وقتی تو رو دارم به کسی دل نسپارم
هر دم نفسم را به هوای تو برآرم
گفتی که صدام کن به کلامی به پیامی
من جز گل نامت به زبان حرفی ندارم
leila
حالت چشم
هنگام درس دادن استاد سر کلاس:
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو می ده:
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش رو جمع می کنه برای مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو می زنن:
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
leila
گستاخی خیالم را ببخش ... که حتی .. لحظه ای ... یادت را رها نمی کند..
leila
خدایا!
در عجبم از آدمی، که نشانههایت را میبیند و انکارت میکند!
و در عجبم از تو که انـکارش را میبینـی و مهربـانی میکنـی