leila
ترانه ها زبانم را نمی فهمند خیالم دریده شده قلبم سرد شده افکارم مرده اند کاش کسی بود که درکم می کرد، ترانه های خیالم را می سرود... ترانه می داند قدر ترانه بوستان می داند قدر گلستان کبوتر با کبوتر گفته اند... اگر بودم در آن دوران باز را با کبوتر می دادم پرواز اگر بودم دگر زمانی بی عشق و ترانه نبود نمی گذاشتم ترانه ای در قفس محبوس بماند خیالم راحت بود که ترانه ها همیشه ترانه می ماند
leila
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم!؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا!!! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی!؟
leila
مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند؛
گدایی عشق می کنند
تا زمانیکه به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند!
اما...
همینکه مطمئن شدند،
نامردی را در کمال "مردانگی" بجا می آورند...
(دکتر شریعتی)
leila
اسم تو را بارها در ذهنم شنیده ام من به شنیدن اسم تو عادت دارم اسم تو را از خواب هایی می شناسم از خواب هایی که در تفسیرش ارادت دارم تو که اسم ات معنی خوبی را می دهد نکند از یاد تو و اسم ات این همه همت دارم
leila
غربت آن است که بدانند کجایی نگیرند خبرت / دوست آن است که ندانند کجایی بگیرند خبرت . . .
leila
من خدا را در گریه های کودکی دیدم که چشم نداشت و راه میرفت با صندلی چرخدارش....
leila
همیشه با خود میگفتم: روزی از جامعه فرار خواهم کرد و در یه دهکده یا جای دور منزوی خواهم شد.اما نمیخواستم انزوا وسیلیه شهرت و یا نودونی خودم بکنم.من نمیخواستم خودمو محکوم افکار کسی بکنم یا مقلد کسی بشم.بالاخره تصمیم گرفتم اطاقی مطابق میلم بسازم، محلی که توی خودم باشم، یا جایی که افکارم پراکنده نشه.من اصلا تنبل آفریده شدم.کارو کوشش مال مردم تو خالیس، به این وسیله میخوان چاله یی که تو خودشونه پر بکنن، مال اشخاص گدا گشنس که از زیر بته بدنیا آمدن.
تاریکخانه_صادق هدایت
leila
.نفس تشنه تبدارم به نفس های تو می آویخت خود طبعم به نهان می سوخت عطر شعرم به فضا می ریخت چشم بر چشم تو می بستم دست بر دست تو می سودم به تمنای تو می مردم به تماشای تو خوش بودم چشم بر چشم تو می بستم شور و شوقم به سراپا بود ... دست بر دست تو می رفتم هرکجا عشق تو می فرمود از لب گرم تو می چیدم فریدون مشیری
leila
لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم، دل تنگم را حالا چه کسی می خواهد!؟
leila
خدایا، ای کسی که همه چیز فقط از آن توست و فقط توسط تو اداره می شود و هیچ شریکی نداری. تو ونعماتت توجه مرا به خود جلب کرده است. چه صحیح و زیباست خدایی ات. چه زیبا خدایی می کنی. چه دلنشین عطا می کنی. چه خوب اداره می کنی و چقدر جالب است که همه چیز را به سوی کمال اخروی سوق می دهی.