leila
لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟ دلتنگی معنی ندارد ... درد دارد
leila
برای خودت زندگی کن، کسی که ترا دوست داشته باشد، با تو میماند، برای داشتنت میجنگد.... اما اگر دوست نداشته باشد، به بهانهیی میرود...
leila
آن چیزی که تنگ شده، دل است برای تو، و جهان است، برای من..
leila
بعضی از آدما مثل قطار شهر بازی هستند از بودن باهاشون لذت می بری اما باهاشون به جایی نمی رسی
leila
خدایا
در انجماد سرد نگاه های این مردم
دلم برای جهنمت تنگ شده است.
leila
روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد پادشاه می برند تا مجازاتش را تعیین کند . پادشاه برایش حکم مرگ صادر می کند اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزی از مجازاتت درمی گذرم . ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند . عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی؟ ملانصرالدین می گوید : انشاءالله در این سه سال یا شاه می میرد یا خرم!
نکته :
در یک جامعهء عقب مانده ؛
همه مشکلات با مرگ حل میشوند
leila
حرص نخورید. ناراحتی را نبلعید. همانطور که از...خوردن غذای مانده و فاسد پرهیز ميکنید از جذب کردن و بلعیدن حرفهای مفت و مزخرف پرهیز کنید. نگذارید حرفهایی که به نظر خودتان صحیح نمی آید و چرند است، ذهنتان را خراب کند و باعث شود که دچار تهوع فکری شوید. اگر دلخورید بیان کنید. اگر میترسید ترستان را به زبان بیاورید. اگر عصبانی هستید عصبانیت تان را نشان دهید. گریه دارید؟ گریه کنید. مفاهیمی مثل خویشتن داری و سکوت و بردباری را بگذارید کنار. اینها ارزشهایی ست که از سالها قبل توسط گروهی خاص تبلیغ گردیده که بتوانند فرد را از همان آغاز، در خانواده سرکوب کنند و یک مشت آدم ترسو و ترک خورده (!) تحویل جامعه بدهند. ناراحتيها را باید ابراز کرد و گرنه بعدها می شود کابوس. می شود تیک عصبی، تنگي نفس، خارش تن، می شود دسیسه چینی و بهانه جویی، ناخن و لب جویدن و تند تند پاها را تکان دادن.
leila
از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم. دوستدارتو : بابالنگ دراز
گویند زمانی که او را دار زدند مردم بر جنازه او سنگ بسیار میزدند. شبلی نیز به خاطر دور نماندن از قافله مردم تکه گلی کوچک به منصور زد. از جنازه منصور آهی برخاست بلند؛ گفتند : این چه سرّ است؟ از این همه سنگ هیچ نگفتی ، از گلی اندک آه کردنت چیست ؟ گفت : آنها که نمی دانند معذورند . از شبلی عجبم آمد که میداند من کیستم ، نمی باید می انداخت و انداخت.
14 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلرابعه از آنجا عبور میکرد چون یار دیرین خود بر سر دار دید سخت گریست و گفت : محکمتر زنید این حلاج رعنا را ، که دیگر اسرار عرش ما فاش نکند .
و آخرین سخن حسین بن منصور این بود : آنانکه از مومنان بودند و بر گفتار من ایمان آوردند رستگار میشوند. پس به خاطر این سخن زبان او ببریدند و هنگام نماز شام سر از تن او جدا کردند در هنگام سر بریدن تبسمی کرد و جان بداد. مردمان خروش و شیون کردند. آن هنگام از یک یک اندام منصور آواز می آمد "انا الحق " و در وقت سر بریدنش هر قطره خونی که بر زمین میافتاد نقش الله ظاهر می گشت .
14 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلبایزید گفت : چون او را دار زدند دنیا بر من تنگ آمد ، برای دلداری خویش شب تا سحر زیر جنازه بر دار آویخته اش نماز کردم چون سحر شد و هنگام نماز صبح هاتفی از آسمان ندا داد که ای بایزید از خود چه میپرسی ؟ پاسخ دادم : چرا با او چنین کردی ؟ باز ندا آمد : او را سرّی از اسرار خود بازگو کردیم تاب نیاورد و فاش ساخت. پس سزای کسی که اسرار ما فاش سازد چنین باشد.
نقل است : حسین بن منصور حلاج میگفت : تاپنجاه سالگی هیچ مذهبی نگرفتم ام از هر مذهبی آنچه دشوار تر بود را بر نفس خود اختیار کردم. تا امروز نماز نکرده ام مگر به هر نمازی غسل توبه ای کرده باشم.
14 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلنقل است عقربی دیدند سیاه و بزرگ که گرد او میگردید. مریدان قصد کشتن کردند. منصور گفت : دست از او بردارید که دوازده سال تمام است که ندیم ماست و بر گرد ما میچرخد.
"التوحید" ، "الجواهر الکبیر" ، "الوجود الاول" و" الوجود الثانی" از جمله مهمترین آثار اویند.
mamnoun az shoma agha alibaba.mesle hamishe sharmande kardin
14 سال و 9 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 20 روز و 5 ساعت و 39 دقيقه قبل