leila
صوفي آن بود که از همه ي مرادها صافي بود. وزبانش از غيبت و فضولي صافي بود. و دلش از هر علت صافي بود. وچشمش از خيانت صافي بود. و از جهان دوخته بود و با حق آموخته بود. و باطنش از آفت صافي بود. ونفسش از شهوت صافي بود. وظاهرش از آرايش صورت صافي و گفتارش صافي بود. (چهل مقام صوفيه : امير سيد علي همداني)
leila
بخشیدم عزیز دل... من تو را به خودت بخشیدم .دیگر اکنون سهمی از تو در من نیست. حضورت را ، بودنت را، من تمام خاطراتت را به تو بخشیده ام . و از تو ستانده ام مهرم را ، نامم ر
leila
تو صميمىتر از آنى كه دلم مىپنداشت، دل تو با همه آينهها نسبت داشت
تو همان سادهدل سبز نجيبى كه خدا، در ميان دل پاكت صدف آينه كاشت ....
leila
دروغ گفته اند دنیا یک عالم کهکشان دارد
دنیای من خلاصه میشود
در عرض شانه های تو .
leila
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮﻡ... ﺍﻓﺴﻮﺱ... یادم رفته بود كه از نبودنت به خواب پناه برده بودم
leila
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مُرد ، تفنگ پدری هست هنوز ... گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند ، توی گهواره چوبی پسری هست هنوز ... آب اگر نیست بدانید که در قافله مان ، دل دریائی و چشمان تری هست هنوز...
leila
تنها .. نيستم . . مدتی ست .. با تو . . در خودم .... زندگی می کنم...!
leila
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من , من خودم هستم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد...
leila
هیچ چیز سر جایش نیست دل من پیش تو است .. دل تو پیش او ..فکر کنم خیابان دلها یکطرفه شده !
leila
همین روزهـا ... که حکم صـادر شود خاطراتت را گردن می زنند
سـلـام بـه #دنبالر خـوش اومـدیـن 
15 سال و 1 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 40 دقيقه قبلsalam/mamoun
15 سال و 1 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبلدنبال شدی
15 سال و 1 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 56 دقيقه قبل