دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

فقط يك دينار شخصي ميخواست مقداري پول به اويس قرني ببخشد ولي او از پذيرفتن ان ممانعت كرد و گفت : (( من به اين پول نيازي ندارم , زيرا هم اكنون يك دينار دارم . )) شخص با تعجب پرسيد : (( ولي اين يك دينارهيچ چيزي نيست تا چه مدت خواهي توانست با همين يك دينار زندگي كني ؟ )) اويس پاسخ داد : (( ايا ميتواني ضمانت كني كه من بيشتر از زماني كه براي خرج كردن اين يك دينار نياز است , زنده بمانم ؟ اگر بتواني چنين ضمانتي بكني , هديه تو را قبول ميكنم . )) برگرفته از كتاب اين نيز بگذرد = مترجم : فرشيد قهرماني

leila
leila

یک سری از تکیه‌کلامهای بامزه‌ی زبان فارسی به زبان انگلیسی که زبان بین‌المللی هم هست ترجمه شده تا در هر نقطه از دینا بتوانید شیرین‌سخنی کنید و گاهی زخم زبان بزنید و گاهی تکه بیندازید.

leila
leila

پیراهن نگاه مرا مکش از پشت .... که بر میگردم... و بیخیال عزیزهای مصر و یعقوبهای چشم به راه، چنان به خود میفشارمت ! که هفتادو هفت سال تمام ... باران ببارد و گندم درو کنیم ....]

leila
leila

وقتی از کوچه ی شما می گذرم دردهایم بیدار تر می شوند خانه شما را من ساختم با ملات دردهایم و پینه های دستان کوچکم اثر انگشت من هنوز روی تک تک آجر ها هست! ببین آیا کسی از تورم دست های من به تو چیزی گفته است؟

leila
leila

"بنده پير خراباتم كه لطفش دائم است،،، ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

leila
leila

چقدر دلم برای دوستت دارم گفتنت لک زده است؟ چه کسی میوه لک زده میخرد... مگر به قیمت حراج!!!

leila
leila

وقتي کوچيک بوديم ...... وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............ کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه .

leila
leila

گفتم مادر! گفت: جانم گفتم درد دارم! گفت: بجانم گفتم خسته ام! گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! گفت : بخور نانم گفتم کجا بخوابم! گفت: روی چشمانم ...اما یک بار نگفتم مادر من خوبم شادم همیشه از درد گفتم واز رنج.....! مادر دوستت دارم.....

leila
leila

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله با اصحاب خود نشسته بودند. پيامبر جوان نيرومندى را ديد كه اول صبح مشغول كار و تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: اين شايسته تمجيد و ستايش بود، اگر نيروى جوانى خود را در راه خدا به كار مى انداخت ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چنين نگوييد، اگر اين جوان كار مى كند تا نيازمنديهاى خود را تاءمين كند و از ديگران بى نياز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنين اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردم بى نياز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است.

leila
leila

وقتی زندگی را از يخ ساختی ، برای آب شدنش گريه نكن ...

leila
leila

ترا من دوست میدارم نه قدر آب دریاها که روزی خشک می گردد ، شود بیچاره ماهیها ! تو را من دوست میدارم نه قدر غنچه و گلها که روی پر پر شوند و بر آرند آه ار دلها ! تو را من دوست میدارم به قدر کهکشانها که جاویدان بماند مهر من تا ماندن آنها .

leila
leila

گریه ام میگیرد وقتی که میبینم کسی که تمام دنیای من بود اکنون . منت دیگری را میکشد..

leila
leila

رفتی و بی تو دلم پر درده ...پاییز قلبم ساکت و سرده ...دل که می گفتم محرمه با من کاشکی میدیدی بی تو چه کرده ؟؟ ای که به شبهام صبح سپیدی بی تو کویری بی شامم ....با تو به هر غم سنگ صبورم بی تو شکسته تاج غرورم ...با تو یه چشمه چشمه ی روشن بی تو یه جادم که سوت و کورم .

leila
leila

چند روزیست دست هایم را با چند کتاب و نوشته سر گرم کرده ام، اما گول نمی خورند هیچ چیز معجزه دست های تو نمی شود

leila
leila

بسوزان قلبم را ، بازی کن با این بازیچه سرخ رنگ....همه سوزاندند تو نیز بسوزان ، همه با آن بازی کردند ، قلبم به عنوان بازیچه تقدیم به تو ، تو نیز با آن بازی کن .....کاش با آن بازی میکردی تا ابد ، اما هیچگاه از آن خسته نمی شدی و آن را دور نمی انداختی ...