دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

عتیقه‌فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسه‌ای ن[!] و قدیمی دارد كه در گوشه‌ای افتاده و گربه در آن آب می‌خورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. كاسه فروشی نیست. * * *هرگز فکر نکنید * *دیگران احمقند*

leila
leila

چشم هایم فاصله های خالی مشت هایم پر از تنهائی ست پروندۀ مختومه ای ست دلم که در ردیف عشق بایگانی ست

leila
leila

معرفی 10 سایت جالب در دنیای اینترنت - www.taknaz.ir این عکس ۳۶۰ درجه ۷۰ میلیارد پیکسلی، توسط ۳۶۰world.eu از بوداپست پایتخت مجارستان و با حمایت شرکت های مایکروسافت، سونی و اپسون گرفته شده است. وضوح این عکس آنقدر بالاست که تا پنجره خانه ها می توانید نزدیک شوید. تصاویر ۳۶۰ درجه دیگری نیز در پایین صفحه وجود دارد که در صورت تمایل می توانید مشاهده کنید. [لينک]

leila
leila

به مدت دو دقیقه دست به ماوس و کیبرد خود نزنید. اگر دست به ماوس و کیبرد بزنید دو دقیقه از نو شروع می شود. پس برای ۱۲۰ ثانیه استراحت کنید و از صدای موج های دریا لذت ببرید. [لينک]

leila
leila

هفت بار خویشتن را خوار یافتم : نخست آن که دیدم به امید سرفرازی جامه خواری به تن کرده است. دوم- آنگاه که دیدم در برابر راست قامتان جست و خیز می کند. سوم آنگاه که او را در گزینش میان سخت و آسان آزاد گذاردند و او آسان را بر گزید. چهارم آنگاه که گناهی انجام داد و سپس خود را دلداری داد که دیگران نیز همگی چون او گناه می کنند. پنجم آنگاه که از سستی خویش رنجها دید و بردباری اش را نشان توانمندی اش شمرد. ششم آن زمان که زشت چهره ای را خوار شمرد-حال آنکه چهره ی یکی از نقابهای خود او بود . هفتم آن زمان که به ستایش زبان گشود و اندیشید که کار نیکویی انجام داده است. صدای سخن عشق جبران خلیل جبران

leila
leila

زندگی جزیره است در دریایی از عزلت و تنهایی. زندگی جزیره ای است با سنگ هایی از آرزوها و درختانی از رویاها و شکوفه هایی از وحشت و چشمه هایی از تشنگی و در وسط دریایی از عزلت و تنهایی قرار گرفته است. زندگی تو ای برادر جزیره ای است که از همه ی جزیره ها و خشکی ها جدا مانده است. هر چند کشتی ها و قایق ها را به سوی سواحلی دیگر بفرستی و هرگاه ناوگانها و کشتی های بزرگ به ساحل تو بیایند تو همان جزیره ی تنها و دور افتاده خواهی ماند. با همه ی دردهای فردی و شادی های دور و اشتیاق نادیده و با همه ی رمز و رازها جبران خلیل جبران

leila
leila

ماهي چيزي درباره دريا نميداند، زيرا در دريا زاده شده و در آن زندگي ميكند، اما روزي كه او را از آب بگيرند و بر روي ماسه هاي داغ ساحل بيندازند؛ آنگاه ماهي خانه حقيقي خود را خواهد شناخت و متوجه ميشود چه چيزي را از دست داده، او اكنون با تمام وجود به خود را به اقيانوس بيافكند. مردم فقط در لحظه مرگ است كه قدر و منزلت زندگي را خواهد فهميد..

leila
leila

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

leila
leila

فراموش كردنت برایم مثل آب خوردن بود از همان آبهایی كه می پرد توی گلو و سالها سرفه می كنیم

leila
leila

اگه کسی بهتون بدی کرد ، بهش بدی نکنید ! اگه کسی بهتون خیانت کرد ، بهش خیانت نکنید ! اما اگه کسی با احساساتتون بازی کرد زیره پاتون لِه ش کنید ! گناهش پا ی ِ من

leila
leila

عشق هنر است .عشق ورزيدن مهارت نيست بلكه امكاني با لقوه در همگان است . به همين سبب اميد آن هست كه روزي همگان به بلنداي بلند عشق صعود كنند.در واقع تنها در چنان روزي ست كه انسانيت حقيقي زاده مي شود .ما هنوز پيش از آن واقعه ي عظيم زندگي مي كنيم .آن واقعه ي بزرگ وبا شكوه هنوز رخ نداده است

leila
leila

به عوام و حساسيت هاشان نگاه نكن .در بند عوام نباش . قضاوت عوام تو را نفريبد . هيچ كس جز ذات هستي در مورد تو قضاوت نخواهد كرد. هيچ كس نمي تواند در مقام قاضي بنشينيد حتي خود تو . تو نيز در مورد ديگران قضاوت نكن . بي ترديد تو نيز بازي هاي پنهان اندر پرده را نمي داني . قضاوت نكن و در بند قضاوت ديگران نيز نباش . تو تنها يي يكه اي تو قبلا نبو ده اي و همچون تويي نيز هرگز نخواهد امد . تو زيبايي . بپذير . هرچه مي خواهد پيش بيايد گو پيش بيايد چه باك ؟ تو از ميان شان گذر كن خيلي زود در خواهي يافت كه هر كه او رنجور تر پر درد تر و هر كه او پردرد تر آگاه تر . اين گونه است كه رنج ها دست مايه آگاهي و روشني تو ميشوند.

leila
leila

مقابل دریا كه می رسم فقط برای چشمهایت دعا می كنم اما تو هرگز مستجاب نمی شوی ...ببار ببار كه باز باورت كنم ببار در همین كوچه پس كوچه های بارانی ببار در همین كوچه مهتاب راستی قرارمان "همان ساعت "نمی دانم ساعت لجوجی كه هیچ عقربه ای روی شانه هایش به خواب نمی رود یادت نرود تو ، همیشه فرصت كوتاه منی برای شعر تا می آیم زمزمه ات كنم زود تمام می شوی می دانم سالهاست ساعت قرارمان یك دقیقه به هیچ است و من همیشه فقط یك دقیقه ...دیر می رسم

leila
leila

من دهن دره ى يك سكوت ناتوانم/صبر كن/"دوستت دارم" را خواهم كفت/.

leila
leila

راست بگو مادر من فرزند کدام درختم؟ ببین تمام تنم را یادگاری ها فتح کرده اند. چقدر برای لحظه های بی درختشان تکیه گاه شدم. هر کس که می آید به یاد خاطره ای می افتد و بعد.. بر چشمانم زخمی و تاریخی می زند و... و...خداحافظ یادگار دل دل کردن من