leila
قلبم را عصب کشی کرده ام...دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد و نه از گرمی آغوشی می تپد!!!
leila
دلم از درد بی دردی گرفته
دلم از هرچه دلسردی گرفته
دلم از تو دلم از من و از ما
دلم از اینهمه غوغا گرفته .
leila
چه بمانی ، چه نمانی منی دگر وجود ندارد! یا در تو حل می شوم یا بی تو گُم...!!
leila
میخواهم بگویم. . . .
فقر همه جا سر می كشد. . . .
فقر، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست، فقر، چیزی را "نداشتن" است ، ولی آن چیز پول نیست؛ طلا و غذا نیست. . . .
فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته یك كتاب فروشی می نشیند. . . .
فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است، كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند. . . .
فقر، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند. . . .
فقر، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته می شود. . . .
فقر، همه جا سر می كشد. . . .
فقر، شب را "بی غذا" سر كردن نیست. . . .
فقر، روز را "بی اندیشه" سر كردن است.
دكتر شریعتی