leila
بیا ای بی وفای من و امشب را فقط امشب برای خاطر آن لحظه های درد کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن که من امشب برای حرمت عشقی که ویران شد برایت قصه ها دارم...........
leila
مهم نیست کسی به نوشتت لایک نمی زنه یا کامنت نمی زاره ، مهم اینه که یه دیوار هست که باهاش حرف بزنی .
leila
گفتم: رفتن همیشه رسیدن نیست گفتی: من میروم تا برسم..... چه زود رسیدی..... به حرفم!
leila
ای کاش انسان ها ؛ همانقدر که از ارتفاع می ترسند ! کمی هم از پستی هراس داشتند
leila
امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر طلوعی دیگر ...................
leila
یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید باشد کسی قاب نمی گیرد برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت...
leila
نه! اینها توهم است! نه کوه به کوه می رسد و نه حتی آدم به آدم! حق تان را همان موقعی که دم دستتان است بگیرید!
leila
ای کاش بعضی دخترها لوازم آرایش رو میخوردن. شاید درونشون هم زیبا میشد
leila
آموخته ام که با پول می شود
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه،
خانه خرید ولی زندگی نه
و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه....
leila
بدتر از برترهم وجود دارد و آن انتظار بدتراست
leila
کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که برای بیان کردن “دوستت دارم” نیاز به قسم خوردن نبود!!