leila
هفت جا نفس خود را حقیر دیدم نخست: هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید چهارم: آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد پنجم: آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود هفتم: آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت جبران خلیل جبران-- @
leila
شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه ازآن برخوردار باشی.
leila
خودت باش ، به اعتماد هیچ شانه ای اشک نریز به اعتبار هر اشکی هم شانه نباش . . .
leila
ثروتمند واقعی کسد است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل امتناع کند مسکینی بیش نیست.
leila
ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید .
leila
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند به پاس هر وجب خاکی از این ملک چه بسیار است ، آن سرها که رفته ! ز مستی برسر هر قطعه زین خاک خدا داند چه افسر ها که رفته !
leila
تا ساختارها سامان نیابد رشدی هویدا نمی گردد . ارد بزرگ