دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

شترها خائن هستند؛ هزاران كيلومتر راه مي روند، بدون اينكه هيچ نشانه اي از خستگي در آنها نمايان شود. سپس ناگهان به زانو درمي آيند و مي ميرند. اسبها كم كم خسته مي شوند و هميشه مي داني چقدر از آنها توقع داشته باشي و چه زماني ممكن است بميرند….. پائولو كوئيلو

leila
leila

از دسـتــــــــــــم رفـتی... کـاش از دلــــــــــــم هم می رفتی.....

leila
leila

لبـــــــــانم را دوخته ام مبــادا بگویم دوســـــــتت دارم که هر بار گفتـــــم تنهاییم بزرگتر شد ....

leila
leila

مادرم ! جوانی هایت را با بچگی هایم پیر کردم به موی سپیدت مرا ببخش.

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

یه موقع هایی هست سیگار جلوت ویسکی کنارت اما نه سیگارو میکشی نه ویسکی می خوری ... سرتو تکون میدی لبخندی میزنی میگی : مرده شور این زندگی رو ببره....!

leila
leila

وجود یخ زده ام را به دستان گرم تو می سپارم شاید این گرمای عشقت،بتواند احساسات خفته ام را بیدار کند برایم نجواهای دلنشین فرشتگان را زمزمه کن با شنیدن صدایت تمام صداهای دنیا را فراموش خواهم کرد و وقتی باد عطر گیسوانت را به مشامم می رساند مست تو می شوم تو که از هر زیبایی توصیف ناشدنی ای زیباتری..!

leila
leila

راز اعتماد به نفس در این است که بدون توقع متقابل، دیگران را دوست بداری.

leila
leila

برخیز ای زیبا ترین موجود هستی ، ای فرشته من برخیز زیرا آفتاب تا چهره زیبای ترانبیند طلوع نمیکند ، پرنده گان آواز نمیخوانند ، امواج دریا ها به حرکت نمیآیند، گل ها باز نمیشوند، پس برخیز که تمام زیبایی های طبعیت وابسته به توست

leila
leila

دیشب به فکر تو بودم قطری از اشک از چشمم جاری شد. از اشک پرسیدم: چرا آمدی؟ گفت در چشمانت کسی است که برای من جای نیست

leila
leila

گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی

leila
leila

تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . . .

leila
leila

گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم یه سوی این قصه تویی‌ یه سوی این قصه منم بسته به هم وجود ما تو بشکنی ، من می شکنم گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم گریه کنم یا نکنم حرف بزنم یا نزنم

leila
leila

خدا یک زن افرید و یک مرد .. و من در شگفتم این همه نامرد از کجا پیدا شد

leila
leila

اگر گاهى ندانسته به احساس تو خنديدم , و يا از روى خودخواهى فقط خود را پسنديدم , اگر از دست من در خلوت خود گريه اى کردى , اگر بد کردم و هرگز به روى خود نياوردى , اگر زخمى چشيدى گاه گاهى از زبان من , اگر رنجيده خاطر گشتى از لحن بيان من ... حلالم کن... و بعد از آن دعايم كن

leila
leila

صداقت یعنی از افقها به قصد رویت گذشتن... میان کوچه های سبز احساس به دنبال قدمهای تو گشتن... نجابت یعنی از باغ نگاهت... به رسم عاطفه یک پونه چیدن... میان سایه روشن های احساس... تو را از پشت یک آیینه دیدن...