ツ liDa ツ
بیـــا بــاز فریبــــ بخوریـــم ! تــــو فریبــ نگــاه مـــرا و مـــن فریبـــ حرفـــ*های تـــو را مــــگر زنـدگـــ ـــی چـــه مــی*خـــواهـد بـــه مـا بـدهــد کــه تـــــــو از مــن چشــم بـــرداری و مــن نـگویـــم دوستتـــــ دارم ...
ツ liDa ツ
گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ... به آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ... خدایا شکــــرت ...
ツ liDa ツ
کافے ست کسے اسمم را صدا بزند بعد از اسمم ویرگولے بگذارد ! کمے مکث کند و بگوید : / خوبے / ؟! آن وقت هیچے نمے گویم و فقط از گریهـ منفجر مے شوم ...
ツ liDa ツ
گاهی اوقات باید خدا رو شکر کنی
یا اصلا بغلش کنی و ببوسیش
که به چیزی که یه روزی میخواستی نرسیدی ...
ツ liDa ツ
بیخیالت شدم...!چون به شدت مخالف کودک آزاریم...بزرگ تر که شدی می رسم خدمتت...!!:
ツ liDa ツ
حال و هوای مادری را دارم
که فرزندش دیر کرده
و مدتهاست
سر کوچه انتظارش میکشد...
بگذریم،
نمیخوای برگردی؟؟!
ツ liDa ツ
اگه از دوستتون خبري نيست ، بهتون زنگ نميزنه و احوالي ازتون نمبپرسه ، اصلا نگران حالش نباشيد ، حالش حتما خوبه و کيفش کوکه ، آخه اگه گرفتاري داشت يه ثانيه هم شما رو تنها نميزاشت.
ツ liDa ツ
یک حرف هایی هست برای نگفتن.همین حرف ها
بعد ها
اژدها میشوند ، به چه بزرگی!
ツ liDa ツ
مـــن آروزهـــایـــم را از کـــی بخـــواهـــم؟؟
از تــــو؟
نــــه از تــــو نبـــایـــد چیـــزی خواســــت !!
مــــی دانــــم!!
صبــــر کــــن !
چســـب زخـــم چــــی؟
ایــــن یکــــی را کــــه مـــی شـــود خـــواســـــت؟؟
هــــرچنــــد بـــی فـــایـــده اســــت
بــــه گمــــانـــم ایـــن را هــــم نــــداری!!
کـــــاش کســــی بــــود
تمـــام غصــه هایـــم را یــک جـــا قـــورت مـــــی داد !!
ツ liDa ツ
میان مشغله هایم گم شده ام ولی دلم برای هوایت همیشه بیکارست…
ツ liDa ツ
به جان چشمانت قسم !! اینبار آنچنان رفتنی ام ... که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند و نه من
ツ liDa ツ
دردهای دیگران را گوش کن .... اگه درمونش نیستی ! خب لامصب حلاجی نکن ... !!!