ツ liDa ツ
میگفتند: سختی ها نمک زندگــــــی است..... امّا چرا کسی نفهمید "نمــــــک" برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست... مزه "درد" میدهد
ツ liDa ツ
دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم، ما بر روی زمینی زندگی می کنیم که هر روز خودش را دور میزند .
ツ liDa ツ
دست از چرا و چاره و چمچاره می شویم و زل می زنم به جهل رابطه بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا! تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟ تو چه می دانی چه ها که نمی کند این ترس؟ بیخودی لبخند نزن
ツ liDa ツ
گاهی وقتـ ـا زنـ ـدگی یعنـ ـی : دوست داشتـ ـن تو !!! بـ ـی هیـ ـچ امیـ ـدی بـ ـرای داشتـ ـنـت ...
ツ liDa ツ
زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته دردل باقی ماند حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد حرفهای نا تمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده به تکاپو می افتی ....در غربت بیابان و در کوچ شبانه پرستوها در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردیژ دیر شده خیلی دیر هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی امروز حقیقت را باور می کنی.... اما افسوس که زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده
ツ liDa ツ
ارسطو را گفتند: "ادب از که آموختی؟" . . . . . . . ارسطو قدری نگریست و گفت: نه! وجدانا کجای قیافه ی من به لقمان می خوره؟!
ツ liDa ツ
چه کلمه مظلومیست قسمت تمام تقصیرها را به عهده می گیرد
ツ liDa ツ
زندگی را باید گاهی نجویده قورت داد تا طعم تلخی هایش مزاجمان را ناخوش نکند...
ツ liDa ツ
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !
ツ liDa ツ
نازنین ، با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !
ツ liDa ツ
بیا آبی باش به رنگ آسمان... تا من همیشه سر به هوایت باشم!!!
ツ liDa ツ
به دنبال واژه مباش . . .
کلمات فریبمان می دهند، وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود، فاتحه کلمات را باید خواند . . .
ツ liDa ツ
نگران نباش حال دلم خوب است !!! …نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو … آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد
ツ liDa ツ
ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔــــــﻮﯾﯽ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺷــــــحالﺷﻮﻡ
ﻭ ﻣﻦ ﺍﺣﻤــــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ… ﺗﺎ ﺗو ﺩﻟﮕﯿــــــﺭ ﻧﺸﻮی