ツ liDa ツ
ایـنـجـا ایـسـتـاده ام بـه امـیـدِ ایـنـکـه از ایـن راه بـیـایـی و مـن چـشـم روشـنـی بـگـیـرم امـا از یـاد بـرده ام کـه تـوهـمـیـشـه خـودت را بـه آن راه مـیـزنـی
ツ liDa ツ
اینو ببین.چه چندشه!وایییییییییییی
ツ liDa ツ
بيسكويتتونو تو چاي نكنيد!!يكي توي فنجون منتظره!!
ツ liDa ツ
همین کا[!]ت زندگی را میمکم تفاله های تنهایی را تف می کنم گلویم تلخ می شود ترک لبانم از تجربه باران چیز زیادی به یاد ندارد اما همین کا[!]ت برای تحمیل من به زندگی همینکا[!]ت
ツ liDa ツ
عامل عکس های ترول یافت شــد..!
ツ liDa ツ
بـــه مــن " قـــــــول " بـــده در تمـــام سالهــــايــــــــي كــه بـــاقـــي مـــانــده تـــا ابــــد ... مــــــواظب خـــــــــودت بـــاشـــــــي .... شـــايـــد مــن نبــــــاشـــم كــــــه يــــــادآوري اتــــ كنم ...
ツ liDa ツ
تنهـا نیسـتم مدتـی سـتـــ با تـو... در خــودم زندگـی مـی کنـمـــــ...!
ツ liDa ツ
یک چرخهت میارزد به تمام دوچرخههای لوکس بچه مایهدارهای تمام عالم بازی کن کوچولو بازی کن با همون یه چرخت، شاید اون صندوق صدقات پشت سرت از خجالت آب بشه !!!
ツ liDa ツ
و این نــهایت شعــر است : دوسـتت دارمــ ــ ــ . . . عبارتی کـه هیــچ شاعــری تــوی گیومـــه محــدودش نمی کـــند…
ツ liDa ツ
صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت دورخواهم شد ازاین خاک غریب قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم
ツ liDa ツ
فقط رفت بدون كلامي كه بوي اشك دهد.. فقط رفت بدون نگاهي كه رنگ حسرت داشته باشد فقط رفت و من شنيدم كه توي دلش گفت: "راحت شدم ..."
ツ liDa ツ
من هرشب؛ ((خسته ام)) را با هزار آرايه ترجمه ميكنم.... اما هنوز غزل ها هم زبانم را نميفهمند
ツ liDa ツ
روزی یک قدم جلومی آیم روزی یک آجربالامی روی ما هیچ وقت همدیگررا نخواهیم دید. تو همیشه فراموش می کنی برای قلعه ات پنجره بگذاری!
ツ liDa ツ
تمام کوچه های دلتنگی مرا به ياد می آورند تمام خيابان های بيهودگی وزن لرزان قدم هايم را می شناسند تمام بن بست ها خراش خونين سياه مشق هايم را بر سينه دارند نبض جاده ها در جستجوی من می شکفت و تاول سرگردانی مرا به خاک می گفت با اين همه در من هزار جنگل می شکفت زيرا بهارم تنها در دستان تو گمشده بود
ツ liDa ツ
و تـو هـنوز .. بـآ تمـآم نبـوבטּ ـآت تمـآم بودבטּ منــے ....!