ツ liDa ツ
آقای وزیر! باید بروی بمیری تمامِ جادّهها را هم اگر صاف کنی او دیگر برنمیگردد! تاوقتی راه هاروبه من نیست!!!
ツ liDa ツ
تو زن شدی ... نه برای در حسرت ماندن یک بوسه ! برای خلق بوسه ای از جنس آرامش... تو زن نشدی ...که همخواب ... آدم های بیخواب شوی! زن شدی ... که برای خواب کسی رویا شوی! تو زن نشدی که در تنهایت ... حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی ... ... ... ... زن شدی تا ... تا آغوشی در تنهایی عشقت باشی ..
ツ liDa ツ
گاهی وقتا انقدر به یکی خوبی می کنی که دیگه فکر می کنه این مهربونیا وظیفته...اونوقته که یه چیزی ته دلت می شکنه...انقدر جواب مهربونیاتو با نامهربونی میده...انقدر در جواب لبخندت اخم می کنه ...و انقدر احساس و فکر و قلبتو به بازی می گیره.......که....که کم کم حس تو عوض میشه...دوباره غرورت واست مهم میشه....دیگه حاضر نیستی به خاطرش غرورتو خرد کنی....دیگه از دیدن اشکاش کلافه نمیشی....دیگه با نگاه کردن به چشاش دلت هری نمی ریزه پایین...دیگه نازشو نمی کشی....
ツ liDa ツ
سیگارت را پشت دست من خاموش کن... بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن ها ...!!!
ツ liDa ツ
يک آدم هايي انگار اصلن طراحي شده اند که در زندگيت نباشند.وقتي شادي کنارت نيستند، وقتي غمگيني در آغوشت نمي گيرند،وقتي عصباني هستي نمي شود سرشان داد زد،وقتي ناراحتي محض رضاي خدا در چند فرسخي تو هم نيستند...يک آدمهايي هميشه با نبودنشان زندگي تو را مي سازند، آدم هايي که مثل سايه به روحت سنجاق شده اند اما هيچ وقت نيستند !!!!!
ツ liDa ツ
ديگر نيا... در اين قفسى كه بعد از رفتنت براى خودم ساخته ام فقط جاى خودم مى شود...
ツ liDa ツ
هيـــــچ وقت قـــــــول يک پسر بچه را جـــدي نگــــير اما هميشـــه از تهـــــــديدات يک دخـــــــــتر بچه بتـــــــرس.
ツ liDa ツ
دلتنــــــــگم اندکی آغـــــــــوش!!! ترجیحا عاشقانه..
ツ liDa ツ
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن بايد مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
ツ liDa ツ
حرفهائی هستند که اگر نگویی می میری اگر بگویی می میرند ! تا ابد در دلت می مانند و با تو زندگی میکنند بی آنکه گفته شوند . . .
ツ liDa ツ
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم راﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ... بی انصاف چانه نزنﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ ... به قیمت عمرم تمام شده!!
ツ liDa ツ
جهان اول جاییست که عکاسانش برای جایزه
از گرسنگان جهان سوم عکس می گیرند . . .
ツ liDa ツ
مـــَرآ دوســـت دآشـتـه بـآش ... تــَجـربـه ام نَـــکـــُن ... بَرآی آمـوخـتـــَن / ابـزآر/ خــوبـی نِیـسـتـَم ...
ツ liDa ツ
هیچ کس دَم از مردانگی نزد مردانگی خیلی وقت است که مُرده است با من از مردانگی نگو از غیرت حرف نزن چشمها پاک نیستند با من از حس مَرد بودن حرف نزن هوس ها ، این شعله های آتش جای عشق را گرفته اند با من از مَرد بودنت حرف نزن
ツ liDa ツ
قصـــه ی اصحـــــاب كهـــــف يـــــك شــــوخيـــــست ! اينـــجــــا يــــك روز كــــه بخــــوابـــــی همــــــه تـــــو را از يــــــاد می بــــرنــــد ...