ツ liDa ツ
هیـچـــوقـــت از هیچ چیــز مطمئن نـبـــاش ... مثـلاً اگــه کسی خندیــد فکـر نـکــن آدم شادیــــه ... شایـــد از همــه چـیز بــریـده، شایـــد خـسـتـــه س ... شایـــد خنده رو لباشـه، تا غم تو سینه ش دیده نـشــه ... شایـــد دنــیا واســـش بی ارزشــه و داره بـه اون میخنده ... شایـــد . . . رو اعصاب اینجور آدمــا نـــرید . . . گـــناه دارن..
ツ liDa ツ
یه مـــــرد خـــــ وب ... باید لااقل یک قصه آرام کننده بلد باشد ... برای وقت هایی که من بی قرارم ... برای وقت هایی که من لج می کنم ... بهانه می گیرم ... بغض می کنم ... قهر می کنم ... برای وقت هایی که من "بچه" می شوم !!!!
ツ liDa ツ
✿ツ مــن مـــردادیـم ، محـــکَــــم تَـــر از آنَـــم کـــه بَـــرای تنــها نــبودنَـــم آنچـــه را کــــه اســـمش را غــرور گــــذاشتــــه ام بَــــرایت بــه زَمیـــن بکــــوبـَـم احـســاس مَـــن قیمتــی داشــتــــ ،کــــه تــــــو بَــــرای پَــــرداخــت آن فَقیــــر بــــودی ....! ✿
ツ liDa ツ
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود. دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند. .
ツ liDa ツ
تو فکر خودت باش . . . من تنهــــــــایی رو خودم بلدم
ツ liDa ツ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻧﻮﺷﺖ، ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩ . . .
ツ liDa ツ
این روزها باید به دنبالِ همراهِ “آخر” گشت
ツ liDa ツ
آهـــــــــ ای فلانـــی ! یـــادت باشــد ... کـــم حوصلـه ســت .. ظـاهـــرش جـــدیست .. امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است ! بــد قـول نــیـست .. امـــا گرفتار است با او راه بیا....! خــستـه کـه بــاشـد .. تــنهـایش بــگــذار ...! تودار است .. اما صبر کن خودش بعد حرفهایش رامی گوید ! او همه چیز من است ... مبادا بیازاریش ..............!!!!!
ツ liDa ツ
با تو نیستـــ م.. به خودت نگیــ ر،اصلا تو یکی نخـــ وان.. دارم با خودم زمزمــــ ه میکنم... با خودم حرف میزنـــ م دلگیـــــــــــرم از آدم هایی کـــ ه می آیند ومی روند و پشت سرشان را هــــ م نگاه نمـــی کنند نمیبینند پشت سرشان به جــــای کاســـ ه ی آب، اشک ریختــــ ه می شود... به جای خداحافظی بغض می کنند... از تو دلگیــــــــــ ر نیستم رفتن حـــ ق آدمـــ هاست!!!
در سرزمین من
13 سال و 10 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبلهیچ کوچه ای
به نام هیچ زنی نیست
و هیچ خیابانی …
بن بست ها اما
فقط زنها را می شناسد انگار . . .
در سرزمین من
سهم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
که پشت سر آدمها خراب شده اند . . .
اینجا
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد کشیده ای است
که هیچ یک ، مسیح را
آبستن نیستند . . .
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد . . . !!!
نمی دانم چرا شعار از
لیاقتم ،صداقتم ،نجابتم و . . . می دهی
تویی که می دانم اگر بدانی بکارتم به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن می زنی و می روی
اما بگرد ،پیدا خواهی کرد
این روز ها صداقت و ،لیاقت و ،نجابتی که تو می خواهی زیاد میدوزند!!
امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند . . .
برای نامزدی دخترش !
و در خود گریستم . . .
برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،
تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد . . .
و بی شرمانه می خندید از این پیروزی . . . !!!!
روی حرفم، دردم با شماست
اگر زنی را نمی خواهید دیگر
یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید
به او مردانه بگو داستان از چه قرار است
آستانه ی درد او بلند است .
. . .یا می ماند
یا می رود!
هر دو درد دارد!
اینجا زمین است
حوا بودن تاوان سنگینی دارد .
لیدا واقعاً عالی بود .ممنون
13 سال و 10 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبلخواهش
13 سال و 10 ماه و 14 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبل