مکالمه های کوتاه کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد تا کی سلام کنیم حال هم را بپرسیم و به هم دروغ بگوییم که خوبیم دروغهایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسند ما فقط دروغهایمان به هم می رسد من خوب نیستم اصلا
نمی دانم... سیگار می کشم یا حسرت نبودنت را... ریه هایم را پر از دود می کنم یا پر از آهِ رفتنت... نمی دانم تو را دود می کنم یا خاطراتت را... اصلا چه فرقی می کند؟! تو رفته ای و من سیگار و حسرت و آه را با هم می کشم...!!!