گاهی دل من می گیرد... بیشتر وقت غروب... آن زمانی که خدا نیز پر از تنهایی ست... و اذان در پیش است... من وضو خواهم ساخت... از خدا خواهم خواست... که تو تنها نشوی... و دلت پر ز خوشی های دمادم باشد... عاشقانه دوستت دارم
باران بهانه است... آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است... چه دعایی کنمت بهتر از این که خدا پنجره ای رو به اتاقت باشد... عشق محتاج نگاهت باشد... عقل لبریز زبانت باشد... و دلت وصل خدایت باشد....
روزه هنگام سۆال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش!!!