*** عـ ـلـ ـي ***
به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
ای صفای حرمت بیشتر از کوی بهشت . . .
*** عـ ـلـ ـي ***
غم های زمانه ام که بی حد باشد . . . یا آب و هوای دل من بد باشد . . . در تَق تَقِ این قطار حل خواهد شد . . . وقتی حرکت به سمت “مشهد” باشد !
*** عـ ـلـ ـي ***
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من… من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد…
*** عـ ـلـ ـي ***
همه ی ما فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده ایم که جهان را بی جهت، یک جور عجیبی جدی گرفته ایم…!
نقـاره می زنند ، مریضی شفا گرفت
13 سال و 11 ماه و 24 روز29 ثانيه قبلخورشیدی آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت
از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت
زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت
دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرف