❤ ●•• ☂ ••● ❤
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
❤ ●•• ☂ ••● ❤
چه راحت زير چترم آمدي وجه شاد بودم از با تو بودن،اما وقتي گفتي خداحافظ برايم چه سخت بود باور اينكه بودنت بخاطر باران بود ...... بِ یاد بارون
❤ ●•• ☂ ••● ❤
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد ، به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم ، به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد ..!
❤ ●•• ☂ ••● ❤
پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینکه تو نپیچی!
❤ ●•• ☂ ••● ❤
معجزه ها رخ میداد اگر جوانها میدانستند و پیرها میتوانستند..
❤ ●•• ☂ ••● ❤
مترسک را دار زدند... به جرم دوستی با پرنده! که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد، راست میگفتند که اینجا "قحطی عاطفه" هاست ...
❤ ●•• ☂ ••● ❤
کاش ادمها انقدر که از ارتفاع میترسن یکم هم از پستی میترسیدن .. .





12 سال و 11 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 50 دقيقه قبلممنون عزیزم
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل




12 سال و 11 ماه و 14 روز و 6 ساعت و 44 دقيقه قبلkhahehs golam
...
12 سال و 11 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبل@maryam4665
12 سال و 11 ماه و 5 ساعت و 21 دقيقه قبل