❤ ●•• ☂ ••● ❤
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
❤ ●•• ☂ ••● ❤
جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوابــــــــــــــــــــــت
❤ ●•• ☂ ••● ❤
taraney jadide mohsen yeganeh - yek hafteh be eid
❤ ●•• ☂ ••● ❤
اسرار خویش به کسی مگوی ، زیرا سینه ای که در حفظ راز خود به ستوه آید ، از سینه ی دیگران نباید انتظار امانت داشته باشد .
❤ ●•• ☂ ••● ❤
Anvae boos: lop=doost dashtan lab=eshgh dast=tashakor pishani=aramesh bazu=sheytuni gardan=ebraze alaghe shadid sar=vafadari kodomo midi
❤ ●•• ☂ ••● ❤
berid to weblogam va neveshtaro bekhonid,jalebe
❤ ●•• ☂ ••● ❤
وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت : " شخصی برای زندگی " یا " درسی برای زندگی "
❤ ●•• ☂ ••● ❤
دلشکسته ای کنار پنجره سیگار میکشید ... خسته بود ... آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک،سیگارش را به پایین پرت کند نه خودش را ...
❤ ●•• ☂ ••● ❤
دختر و پسری با سرعت ۱۲۰ کیلومتر سوار بر موتور دختر : یواشتر من میترسم پسر : نه خوش میگذره دختر : نه نمی گذره . خواهش میکنم خیلی وحشتناکه پسر : پس بگو دوستم داری دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آرومتر پسر : حالا محکم بغلم کن (دختر بغلش کرد.) پسر : میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت ؟ اذیتم میکنه . . . . روزنامه های روز بعد : موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد موتور ۲ نفر سر نشین داشت اما فقظ ۱ نفر نجات یافت حقیقت این بود که پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمد در عوض خواست که یک بار دیگر بشنود دوستش دارد . . . !!!





12 سال و 11 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 59 دقيقه قبلممنون عزیزم
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبل




12 سال و 11 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 52 دقيقه قبلkhahehs golam
...
12 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبل@maryam4665
12 سال و 11 ماه و 21 ساعت و 29 دقيقه قبل