✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
کـاش دفتـر خاطراتــم ؛ چراغ جادو بود ؛ تا هر وقت از سـرِ دلتنگی ؛ به رویش دست می کشیدم ؛ تــو از درونش با آرزوی من ؛ بیرون می آمدی ...
✔کتــ☾ــے ...
خـــدایا نترس...دستت رو به من بده,پایین بیا...اینجا,آنقدر ها هم وحشتناک نیـــــست...!
✔کتــ☾ــے ...
خدایا...! اندكی نفهمی عطا كن،كه راحت زندگی كنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم...!