دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
30183.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@✔کتــ☾ــے ... بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد... من تو را در قلبم دارم نه در دنیا ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گاهی همه چیز امتحان...سکوت من.....حرفام...موندم چرا درک نمیکنن.....یه خطاب ..یه بازدید....یه خصوصی...یه اس... یه تک زنگ.....برای ادمایی مث رفیق های من سخته....انتظار ازمنه که همش برم سمتشون.........................................فقط

✔کتــ☾ــے  ...
1329940441743068_orig.jpg ✔کتــ☾ــے ...

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ حتی مرگم را شکست به حساب نمی آورم ، به جای آن، تنها حسرت ترانه ای ناتمام را با خود به گور خواهم برد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دلتنگم ! ... سیاره ای دیگر ... ... می خواهم !!!... برای زیستن ..! این همه اش دروغ است...خسته شدم از مجازی

اخبار هنرمندان
header.jpg اخبار هنرمندان
در دوره

موسسه محک :: کمک به بچه های سرطانی شده حتی با 1000 تومان دل این بچه ها رو شاد کنین ! هیچوقت واسه شروع یه کار خوب , دیر نیست !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mostafa
Mostafa

دقت کردین عروسک چه پسر باشه چه دختر بازم بهش میگن ! خب به اون عروسکایی که پسرن بگین

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mostafa
Mostafa

یه دوست دخترم نداریم که بمیره بعد شبا بیاد تو خوابمون از اون دنیا برامون تعریف کنه بفهمیم چه جوریاس اون دنیا

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اگه نمیخوای چرا دست رفاقت میدی دوست واقعی من.....اگه پشیمونی تظاهر چرا.....صداقت مهمه...میدونم میدونی پس چراااااااااا انقد بی تفاوت رد میشی...وقتی میری چک میکنی کیا اومدن تو پروفایلت..منتظر خطابی....میای گله میکنی.....فک کن تو چشمای کی رومنتظر گذاشتی.....دوست واقعی من الان مجازی ها بیشتر ادمو دوس دارن....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

فک کن کلی ادم میخونن....................اما هیچکدوم به روی خودشونم نمیارن..چه کردن...ودارن از وجودیت اصلیشون خارج میشن

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یه عده هستن مراقبتن..بدون اینکه بدونی....فقط دوساعت دیرتراز وقت همیشگیت میای دلشون شورمیزنه......اونارونمیشناسی بعد 5ماه میفهمی ..میادمیگه من پای حرفات نشستم کتی....امروزچته....بدتلخ شدی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

نبودنتو فقط کسی حس میکنه که واقعا دوست داره و میشناست....میاد بهت میگه....اما کسانی که ادعای رفاقت دارن...حتی بااینکه میدونن واقعی هستی...حتی زحمت نمیدن بیان حالتوبپرسن..بله این همون مجازی...ورفاقتش

✔کتــ☾ــے  ...
1329208975174428_orig.jpg ✔کتــ☾ــے ...

@آقـا اَمـیـن دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم هر سوی سرگردان و حیران در هوایت نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت باری، به روزی روزگاری از عبورم از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم در حسرت پرواز با مرغابیانم چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم آخر دلم با سربلندی می‌گذارد سنگ تمام عشق را بر خاک گورم “قیصر امین پور”

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
95234183611.jpg ✔کتــ☾ــے ...

@آقـا اَمـیـن اما من و تو دور از هم می پوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا این دریا پر خواهم زد خواهم مرد غم تو این غم شیرین را با خود خواهم برد … «حمید مصدق»

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@گـلـپــری من نبودم کسی که به تو سلام داد من نبودم کسی که سال ها عاشق تو بود و هر کجا که می رفتی دنبالت می کرد دروغ گفتم من بودم!. من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی. با این حال آری!من بودم که عاشق تو بودم هنوز هم عاشقت هستم حالا این را با صدای بلند فریاد می زنم و تو گریه میکنی و می گویی “چرا این را زودتر نگفتی؟!” شل سیلوراستاین

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@گـلـپــری حالا می‌نشینم و باران‌ها تازیانه می‌زنند بر بازوانم، بر رخساره‌ام ، بر اندامم… پس چه کس پناهم دهد؟ ای همچون کبوترِ مسافر در میان چشم و نگاه! چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟ تو همچون نقش روی سنگ در قلبم جاودانه‌ای ای که در قطره قطره‌ی خونم خانه داری! هر کجا که باشی دوستت دارم ناشناخته‌هایی در توست گوشه‌ای از تاریخ و سرنوشت که پا به عرصه‌اش می‌گذارم… ” شعری از نزار قبانی “