دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@✔کتــ☾ــے ... خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین نه ایوبم که با دنیا بسازم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط یاس

هلیکوباکتر

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در کشور من آزادی فقط نام یک میدان است...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرمان
آرمان

@✔کتــ☾ــے ... وسعت عشق دختران چنان وسیع است که اگر عاشق پسری شوند عاشق دوستانش نیز میشوند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشاد زارعی
فرشاد زارعی

این سیگارهای آخر شب ... عجب بویِ تو میدهند میگویند سرطان زاست ولشان کن حتمــــا تــــو را نشنیده اند......

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@mehdi سيگارِ؛ بر لب من آتش گرفته بر تن دودی دهم به بیرون دودی درون این تن سيگار چون نخی بود در سوزن دهانم این نخ اگر بسوزد پایان دهم به جانم سيگاریک بهانه از رنج این زمانه هر بار گر بسوزد گیرم زِ نو بهانه هر بار من بگویم این بارِ آخرم بود سيگار؛ من نخواهم روی لب ِ بهانه زیدی؛ مزاح می گفت: آسانترینِ هر کار ترک است؛ ترک سيگار اما به شرط تکرار !!؟ اما به شرط تکرار!!؟ ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دوش ، عبور کردم بسته های سيگار را اما به تو نرسیدم زهر است!!! حتی طعم سيگار، در نبودت

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

سيگار میکشم به عشق لب های داغ تو دودش رها کنم برود پشت بام تو از عطر بوی دود لبم می شوی خبر این تلخ بوسه چه دارد؟! فقط هنر... آنی خبر گاهی خبر امروز نه که بزودی کند اثر خاکسترش نفروشم به صد شرر...! ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@mehdi به سيگار پک می زنـم خنک می شود دل تنـهایی دیگر نه شعر می نویسم نه نامه هـایت را می خوانم فقط پک می زنـم کاش انتظار به اندازه کشیدن سيگار بود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یک صندلی،یک گیلاس و یک سيگار یک قاب که می خندد در کودکی ام یک صندلی رو به دری نیمه باز یک بانگ از هم آوایی یک سيگار خاموش یک گیلاس پر از یأس نوشیدن فاصله ی من تا در...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

سرم درد میکند صدای تو پیچیده در سرم، مثل باد زوزه میکشد آماده ام برای یک انفجار ... سیگاری روشن میکنم و منفجر میشوم در خیال

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

لبهایش طعم خیانت میداد...بدنش بوی دیگری...سیگارم سیگارای قدیم! مگه نه