من زندگی را دوست دارم ولی
از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
... ... ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زنها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آئینه می ترسم!
سلام رادوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم
پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!
@Jangal خوشم میاد بااینکه درساتو می افتی بازم اومدی کتک بخوریپسربزرگ کردم مثلا من برم کار کنم ...تواین وضع اقتصادی تو نمره نیاری ای خدااااااااااااااااااااا
بابا دیروز ساعت2بعد از ظهر بتن داشتم(سازه های بتند آرمه) خیلی سخت بود داششتم اونو میخوندم از اینور هو امروز این رو داشتم 2روز نخوابیدم ... نرسید کتاب رو تموم کنم ... شانس ندارم که
حالا 1% شاید پاس بشم
تو خوب بودی همیشه ... پاک و منزه ... بی غل و غش ... این منم که همیشه ریگ دارم میان کفش هایم ... اما کاش بتوانی جواب دهی دلی را که هنوز رد پایت روی زخم هایش خودنمایی میکند ...