بیشتر از واقعیت تو را میان این کلمات نفس کشیدم، زندگی کردم و باور کردم . . . می روم اما هنوز هم دلم روشن است که روزی از زوایای گریه هایم ظهور می کنی...
حالِ تهوع میگیری ... اگر بدانی که یک مارِ بزرگ بلعیده ام چنبره زده گوشه دلم نیش میزند به محرمانهترین ... حرفهایِ ما... خاطراتِ ما دچارِ خوفِ میشوی ... اگر بدانی چیزی مثلِ یک گودالِ بزرگ مرا بلعیده است مثلِ تاریکی محض ... سکوتِ مطلق ... شب ... شب ... شب و من چنبره میزنم رویِ تمامِ خاطراتی که ... دیگر با تو ندارم .... خوش به حالِ مار تنها موجودیست که پیچ و تابش از درد نیست .... از این تلخ تر نمیشد نوشت
من تاریخ وگم میکنم یادم نبود کنار متولدین نوشته از اونجا نگاه کنمحالا بچه های خوبی باشین کتی جون فردا امتحان مهمی داره ده صبح برم بخونم دعا یادتون نرهاخه من اهل تقلب نیستمازاون دسته هم نیستم برسونمفقط خودمو بچه ها کمک میکنیم برا نوشتن
خدايا اگر تو درد عاشقي را ميكشيدي....تو هم زهر جدايي را به تلخي ميچشيدي....اگر چون من به مرگ ارزوها ميرسيدي.....پشيمان ميشدي از اين كه عشق را افريدي...
@✔کتــ☾ــے ... از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه