✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
آرزو هایم هوایی شده اند... مدام بر باد می روند...
✔کتــ☾ــے ...
تنهایی یعنی خسته شدم ازتکرارِ شنیدن '' مواظب خودت باش '' ! ! ! تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی. . . می ماندی
✔کتــ☾ــے ...
بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاريــد... چـتـر بـگـيـرم و چـکـمـه!!! ... خـورشـيـد کـه تـابـيـد... پـنـجـره ببـندم و تـاريـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـي بـردارم و خـشـک !! او کـه رفـت، نـيـشخـنـدي بـزنـم و سـوت...
✔کتــ☾ــے ...
دلگـــــــــیر نباش دلتــــــ که گیر باشـــــــــد رها نمی شـــــــــوی
✔کتــ☾ــے ...
خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بیرنگه درد عشقه . . .
✔کتــ☾ــے ...
تـــــــــــو همانــــی پیچیده در رویای کاغذی ام مــــــــــن همان خیال باف همیشگــــــــی . . . !
✔کتــ☾ــے ...
ببیــــن با من چه کردی آن قدر زدم به سیـــــــــــم آخر که پاره شـــــــــــد . . . !
هذيان با آيينه
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی ست که به تاسفناک ترین حالت شکسته شده
هذيان با آيينه
بی همگان به سر شود … و من … خیلی نگران شده ام … چون دیگر دارد بی تو هم به سر می شود …
هذيان با آيينه
غمی بر دلت نشسته و من سنگینی اش را حس می کنم! هوای دلت ابری شده و چشمان من بارانی است! تو خواسته ای داری و من آرزویش می کنم... به این امید که تو شاد شوی و من بخندم! دوست داشتن شاید همین باشد ...