هر چند #وقت یه بار ... #بد نیست ... یه نگاه به #پازل-وجودمون بندازیم ... شاید جای یه #قطعه ... کمی جا به جا شده ... خودمون رو #کامل کنیم ... نذاریم از این #پازل چیزی #کم بشه ... باید #سال به سال ... #روز به روز ... #قابهای قشنگ به دورش #اضافه بشه ... نه اینکه ... بشینیم #حسرت#گذشته ای که #بودیم رو بخوریم ... " اُرکــــــــــیده "
یه تیکه از پازل وجودم جا به جا شده بود
امروز فهمیدیم
شاید خیلی وقته میدونستم و نای درست کردنشو نداشتم
اما امشب همین لحظه میخوام بذارمش سر جای خودش
دارم از حسرت گذشته ام
میسوزم
نمیدونم آخه چه حکمتیه که تو جمع پسرایی که ورق بازی میکنن، همیشه یه نفر هست که عرق گیر رکابی تنشه. دو نفر هم بالش زیر آرنجشونه و لم دادن !! تو روح هرکی بگه اینطور نیست !!!
داشتم چت می کردم بعد از مودتی نوشتم بای یارو پیام داده کجا میگم یه جای خوب بعد جواب داده یعنی مستراب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی افق خجالت کشید گفت بیا تو من محو شوووووووووووووووووووووووو
یادت در دلم همیشه پیداست . .کا[!]ت که از حوالی خیالم بگذری . . گاهیی کمی نزدیک تر شو . .حتی نزدیک تر از #رگ-گردنی که گفته بودی . .من وجودت را با هیچ چیز عوض نمیکنم که تو خود همه چیز را برایم به ارمغان می آوری . . یادم نمی رود روز های بودنت را #گریه های شبانه ام را و چقدر خوب آرامم میکنی تنها با نگاهی که در گوشه #قرآنت نقش بسته . . . لمس ِ صدایت عجیب آرامش می دهد . . بسم الله های قرآنت را با تمام وجود می خوانم