✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
گفت ازتوبعید خانم ....................................اشکهام ریختن روزانوهای پیرش.....................
✔کتــ☾ــے ...
گفت نوه خانمم چی رفته توچشمهاش همش پراز آبه؟ بغض خفت کنه............لبخندبزنی میبینه تلخی چطوری پنهونش کنی؟
✔کتــ☾ــے ...
گفتم کلاففم...........گفت منو ببین....گفتم خستم شبها خوابم نمیبره گفت بخون.................... گفتم حس فلسفه بافی ندارم اقا ولمون کن...........گفت حس چی هس گفتم هیچی ...گفت بخون کتی اینو...............گفتم نمیخوام.................أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (: ..........خدای من کهکشان خوبیست...............
✔کتــ☾ــے ...
دیدی تعهد ینی چی؟ بانو اگر بانو باشد...................ب وجود مردش متعد است..........حسادت نکن............
✔کتــ☾ــے ...
تهد ب انگشتر دست چپم نیس..من باچشمهام متعهد شدم...............وقتی رنگشو توفقط میدونی..............اون وقتی ک چشم توچشم میشیم...............