@✔کتــ☾ــے ... سکوت میکنم نه اینکه دردی نیست! گلویی نمانده برای فریاد ..فریاد... تاوان حرفهایی که نمی توانیم بگوییم، تارهای سفیدی است که لابه لای موهایمان پدیدار میشود ولی اما حرف های دلم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم،شاید گنجشک ها با خوردن هضم شان کنند
دختره متولد ۸۲ استاتوس زده: "عشق یا هرزگی؟!!! از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم.... " اونوقت ما تا ۱۰ سالگی برا هلیکوپتر بای بای میکردیم که چراغ بزنه واسمون
یه حشره کش برقی دارم از اینایی که پشه ها میرن نزدیکش میترکن...یه شب پره هی میره سراغش ، هر بار که میره گوشه بالهاش میسوزه...هی نجاتش میدم هی برمیگرده گیر میفته التماس میکنه...پشه ها هم که حضور دارن...چیکارش کنم؟...رهگذر