✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
√ ∂нαмε
دیگر فقط دشت میخواهم ، سرازیری چمنزار که در ان بدوم وفریاد کشم...
من باشم سکوت مطلق نور...
√ ∂нαмε
دیگر به کوه ها و قله ها نمی اندیشم !
√ ∂нαмε
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟
√ ∂нαмε
بی تو اما عشق بی معناست٬ می دانی؟
✔کتــ☾ــے ...
ی جایی ته ته ته ارزوهای تو........ی جایی جلوی چشمهامی...........