چه هوای سردیست... اکنون سالهاست که از پیشم رفته ای... دیشب صدایی شنیدم... کتم را پوشیدم... به سمت صدا دویدم اما تو نبودی! از شماتت دیگران ترسیدم!باز گشتم به سمت در اتاق!باز صدایی شنیدم!برگشتم!کسی نبود! حضورت را از تکان درخت صنوبر احساس کردم میگویند صنوبردرخت بهشتی است... یعنی باور کنم که تو رفته ای؟! نه! باور نمی کنم! این تصمیم من است!
و چه آرام آمدی و چه آرام تر رفتی . و چه عجیب که هنوز صدای آمدنت را به یاد دارم. . . و چه عجیب که هنوز گاه گاهی دلتنگ آمدنت می شوم. و چه عجیب با اینکه می دانم از یادت رفته ام .چون جایی در روزگار جدیدت ندارم. باز منتظرم. باز هم منتظرم. آیا به راستی این مدت کوتاه سزاوار این همه یادآوری هایم می باشد؟ و چه آرام اشکهای گرم گونه های خشک روزهایم را می شوید. و سرازیر به دور دستها............. چه آرام دلتنگی های روزهایی تنهایی ام باز همچون زخمی عجیب سر باز کرده است. و سوزش تنهایی ام باز به من رو کرده است. نمی دانم . . . . . . . . . . مشق روزهایم . جملاتی که باید از حفظ بخوانم را هر روز فراموشی سر می دهم. فراموشی در برابر فراموشی.... چند روزی با این فراموشی آرامم. تو را اصلا به یاد نمی آورم. ولی همان که مشقم را عوض می کنم . می گویم زندگی زندگی زندگی عشق عشق عشق ... دوباره همچون پتکی محکم بر تمام فراموشیها می زنی و می شود همان روزگار اولیه من.....یادم می آید در مدتی کوتاه عاشقت شدم. و عشقم شدی و شدی سوژه افکارم. . . .. . . . . نمی دانم باید به کدامین دردهایم فریاد سر دهم. . .
به راستی چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها درزمان گریستن قلب هاوتظاهربه خوشحالی دراوج غمگینی وچه دشواروطاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی و بی یاوری درحالی که تظاهرمی کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد اما چه شیرین است درخاموشی وتنهایی به حال خود گریستن وبازهم نفرین به توای سرنوشت!
از خاطرَت که رفته ام.. همین روزها ، از خاطراتت هم خواهم رفت ! خوب که با خودم فکر میکنم می بینم ، خیلی هم تقصیر تـو نیست... من قانون ِ"بازی" را بلد نبودم !!
خب میرسیم به آخرین تحلیل امشب که کاملا #سفارشی تنظیم شده این تحلیل مربوط میشه به یکی از کاربرای شاد ِ دنبالر، مریم @✔ مــریم خانوم ببینیم بعد دیدن این تحلیل هنوز هم میتونه شاد باشه و بخنده!!!