✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )
✔کتــ☾ــے ...
آه که این انتظار بی پایان جوانیم را به طغیان میبرد حسرت
✔کتــ☾ــے ...
مرا دید و نشناخت این بود درد..
✔کتــ☾ــے ...
امروز پاییز بود....... مثل دیروز........ مثل دیروز دیروز....... ولی امروز به جای برگ ها باران حرف برای گفتن داشت..... مثل بلور اشکام
✔کتــ☾ــے ...
زنم از مردی واقعی...فقط.............................................اخ یادها رادوست ندارم.