✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
تو داری از عشق برام حرف تازه میزنی نا امید از من خسته حرف رفتن میزنی میگی عشقی نیست دیگه یه عادته عشق و عاشقی کجاست این همون حکایته یه روزی بوده دیگه تموم شده آره عمرت الکی به پای من حروم شده توچطور منو عشقم رو دروغ فرض میکنی بعده مدت ها منو از زندگین حذف میکنی باشه خوب مشکلی نیست برو هرجا که خوشی تو همون دروغ گویی که کردی برام یه خودکشی ما به هم سخت رسیدیم امه چه آسون بریدیم تو روزای زندگی رنگه غم و خوب ندیدیم تو برو برو از اینجا بدون من برو سرکن میدونم یادم میفتی گه گاهی چشمتو تر کن
✔کتــ☾ــے ...
اندیشه ات را با که می پرورانی؟ خوش به حالش... اما همین بس که دوستت دارم تا آخرین نفس وجودم... مثل امروز تا ته فردا...
✔کتــ☾ــے ...
اسم تو گمشده انگار توی این سینه ی پر درد من می دزدم این چشا رو از نگاهت، چِقدر سرد
✔کتــ☾ــے ...
عشق برای من شبیه انرژی هسته ای شده است ! با تمام دردسرهایش , لازم است !!!
✔کتــ☾ــے ...
کاش یادت نرود روی این نقطه پررنگ بزرگ بین ناباوری آدمها.یک نفر میخواهد که به یادت باشد.نکند کنج هیاهو بروم از یادت؟...