✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
در مـی زنم... آغـوشت را بُگشـای! بـی هیچ سُوالی بعد از دیدن چشـمآن خیس و وحـشـی ام! تنگ در آغـوشم گیر! من از همه جای جهان می تــَـرسم♥
✔کتــ☾ــے ...
از ایـن میعـادگــاه تکــراری خستـــه ام! بیـا اینبـار جـای دیگـــری قـرار بگـذاریم بــــرای بــــــاهــم بـــــــودن جـــایی جــز خیـــــــــــــــــالم...!!
✔کتــ☾ــے ...
سیگار که دود می شود ثانیه ها که می گذرند و خواب که شب انتظار من را می کشد تا به جایی دور سفر کنیم ... ... ...کاش در یکی از خواب های نرفته برنگردم بمان..
✔کتــ☾ــے ...
شاید تو شاعری و سیگار میکشی و من نمیفهمم شاید روز با آتش سیگار تو نو میشود و ماه هم و شاید دردهایت مثل سیگار ته میکشند و خاموش می شوند شاید کلمات می آزارند تو را و مرا هیچ امید نیست به نجابت حوصله ام یقین کن این همه حسرت سهم من نیست چای بنوش و شعر بگو و نقاشی کن! سیگار له میکند تمام مرا!
✔کتــ☾ــے ...
من اوج لذتم غرق شدن تو خیالته....
✔کتــ☾ــے ...
بیخیال من سردو خل و عصبی شو........................